خرید و دانلود مقاله

کُلیجه


کلیجه            /           Kollijeh  

 

 

روستایی‌واقع در دهستان‌اترک، بخش‌ داشلی‌برون شهرستان گنبد، استان گلستان.

این روستا در 100 کیلومتری شمال‌غربی شهرستان گنبد در طول جغرافیایی 6َ °55  و عرض جغرافیایی  55َ °37  و در ارتفاع 61 متری از سطح دریا قرار گرفته است.[1]

روستای کلیجه در دشتی وسیع واقع شده است. از نظر موقعیت جغرافیایی، در شرق روستا مراتع آلا قرار دارد که با روستای قولاق‌بورته هم‌مرز است. در سمت غرب، روستای دماغ و دو موقعیت طبیعی به نام‌های دوزلی‌قورب و قاچیب‌آتار جای گرفته‌اند. در شمال روستا، رودخانه معروف اترک جریان دارد که به عنوان مرز طبیعی میان ایران و ترکمنستان عمل می‌کند. در قسمت جنوبی روستا نیز مراتع بسیار گسترده و وسیعی به نام‌های بایر و گوگجه‌داغ گسترده شده‌اند.[2]

در خصوص وجه تسمیه نام روستا نقل مستند و قطعی وجود ندارد. با این حال، دو فرضیه اصلی در مورد ریشه نام روستا مطرح است. در زبان ترکمنی، واژه «کلیجه» به معنای «خاکستر» است. برخی معتقدند که در شرق روستا، قلعه‌ای قدیمی وجود داشته که بقایای خاکستر آن هنوز قابل مشاهده است. این احتمال وجود دارد که نام روستا از این خاکسترها گرفته شده باشد. و فرضیه دیگر این است که حدود هفتاد سال پیش، اهالی روستا در محلی نزدیک به گذرگاهی از رودخانه اترک سکونت داشته‌اند. اگرچه از آن سکونتگاه آثار اندکی باقی مانده است، اما هنوز هم بقایای خاکستر در آن محل دیده می‌شود. این ناحیه را «کلیجانینگ اولومی» (به معنی «خاکستر کلیجه» یا «محل خاکستر کلیجه») می‌نامند. وفور آثار خاکستر در این محل نیز ممکن است وجه تسمیه روستا باشد.[3] نقل دیگری نیز وجود دارد که بر اساس آن، لفظ «کلیجه» به معنای «کلی‌تر» یا «پرجمعیت‌تر» است. بر این اساس، نام روستا از این مفهوم گرفته شده که جمعیت آن نسبت به روستاهای اطراف بیشتر است.[4]

پیشینه این روستا نشان می‌دهد که ساکنان آن زندگی عشایری داشته‌اند. آن‌ها همراه با گله‌های گاو، گوسفند و شتر خود، هر کجا که مراتع سرسبز و حاصلخیز می‌یافتند، کوچ کرده و جابجا می‌شدند. بنابر گفته یکی از ریش‌سفیدان روستا، اهالی در گذشته در مکان‌های مختلفی از جمله اطراف آق‌قلا، آق‌آباد گنبد، قورپلیجه و تیکن‌جیگ سکونت داشته‌اند و در نهایت، حدود سال ۱۳۳۰ ش، در محل کنونی مستقر شده‌اند. نقل دیگری حاکی از آن است که جمعیت این روستا در مقایسه با روستاهای همجوار بیشتر بوده و واژه “کلیجه” نیز از همین مفهوم گرفته شده است؛ به این معنا که نسبت به روستاهای دیگر، کلی‌تر و پرجمعیت‌تر است.[5]

گوک صوفی، که هم‌زمان با لشکرکشی رضاخان به ترکمن‌صحرا، رهبری ایل آتابای را بر عهده داشت، از سران ترکمن بود. او در اردیبهشت ماه سال ۱۳۲۴ هجری شمسی توسط ارتش سرخ شوروی بازداشت و از طریق تنگلی به عشق‌آباد تبعید شد. گوک صوفی اهل این منطقه بود و سال‌های پایانی عمر خود را در روستای حسنقلی ترکمنستان به تدریس علوم دینی گذراند و در همانجا نیز درگذشت.

زبان اهالی این روستا ترکمنی است. همگی مسلمان، اهل سنت و حنفی مذهب هستند. ساکنان روستا همگی از طایفه‌های یموت و آتابای، شامل تیره‌های شیرمحمدلی و مشرق می‌باشند.[6] در تقسیم‌بندی طوایف یموت، زیرمجموعه‌های آتابای و شریف، تقسیمات فرعی آتابای و آق‌آتابای قرار دارند. آق‌آتابای شامل تیره‌های شیرمحمدلی، قزلجه، یلمه و فضّه می‌باشد.[7] نام‌های خانوادگی رایج در این روستا عبارتند از: آق‌آتابای، آتابای، شیرمحمدلی، شیری‌قابوس، قلی‌زاده، کرامت، آق، کاووسی، غیاثیان، وحدتی و بازیار.

اغلب اهالی این روستا به کشاورزی و دامداری مشغول هستند. زمین‌های کشاورزی روستا حدود چهارهزار هکتار وسعت دارد. محصولاتی چون گندم، جو، هندوانه و خربزه در این روستا کشت می‌شود. با این حال، زمین‌های کشاورزی روستا چندان مساعد نیستند؛ زمین‌های واقع در کنار رودخانه اترک محصول خوبی می‌دهند، اما حاصلخیزی سایر زمین‌های کشاورزی به نزولات آسمانی بستگی دارد. دامداری از مشاغل آبا و اجدادی اهالی روستا است که سالیان متمادی به آن پرداخته‌اند. در این روستا حدود یک‌هزار راس گوسفند، 200 راس بز، 300 راس گاو، تعدادی شتر و اسب نگهداری می‌شود. دامداری با روح و جان این مردم عجین شده و اساس زندگی آنان را تشکیل می‌دهد. با این حال، در سال‌های اخیر به دلیل گرانی علوفه، خشکسالی و عوامل دیگر، دامداری از رونق گذشته افتاده است. پرورش اسب نیز در این روستا مورد توجه بوده و اسب‌سواران نامی در این منطقه حضور داشته‌اند. با توجه به شرایط آب‌وهوایی، باغداری مورد توجه قرار نگرفته و در کل روستا تنها درختان اندکی کاشته شده که بیشتر برای استفاده از سایه‌شان است.[8]

موقعیت کویری و آب‌وهوای گرم و خشک روستا موجب شده تا مناظر طبیعی و گردشگری چندانی در اطراف آن وجود نداشته باشد.

معماری خانه‌ها و بافت سنتی تا حد زیادی حفظ شده است. مردمی که پیش از این به صورت عشایری در آلاچیق‌ها زندگی می‌کردند، از حدود سال ۱۳۵۰ هجری شمسی پس از اسکان، اقدام به ساخت خانه‌های دائمی به نام «تام» (خانه‌های گِلی) نمودند که هنوز هم آثاری از این نوع خانه‌ها باقی مانده و برخی مورد استفاده قرار می‌گیرند. متعاقباً، ساخت خانه‌های آجری با سقف‌های حلبی و ایرانیتی رواج یافت. امروزه نیز با نظارت بنیاد مسکن شهرستان و با استفاده از مصالح ساختمانی جدید مانند میلگرد، انواع خانه‌ها ساخته می‌شود.[9]

آداب و رسوم گذشتگان به تدریج در حال فراموشی است و بسیاری از فرهنگ‌ها رو به زوال رفته‌اند. در گذشته، اهالی روستا برای کمک به یکدیگر رسم “یُوَر” را به جا می‌آوردند، اما امروزه این فرهنگ کاملاً از یاد رفته است. در گذشته، ایام عید قربان و فطر شاهد رسم تبریک‌گویی خانه به خانه بود که امروزه این سنت عمدتاً به حلقه نزدیک اقوام و خویشاوندان محدود شده است. مراسم عروسی نیز که در گذشته با شور و هیجان قابل توجهی برگزار می‌شد، اکنون در بسیاری از خانواده‌ها به یک روز تقلیل یافته است، هرچند که برخی از آداب و رسوم مرتبط با آن همچنان رعایت می‌گردد. علی‌رغم این تحولات، مراسمی چون “قوقون”، “حاجی‌صدقه”، “سنت‌صدقه”، “گورش” و “آق آش” همچنان در میان ترکمن‌ها، مشابه سایر مناطق ترکمن‌نشین، برگزار می‌شود. صنایع دستی رایج در میان مردان شامل ساخت ابزارهایی مانند بیل، داس و تبر بود. در میان زنان و دختران نیز هنر بافتنی‌هایی چون بالاک دوزی، قالی‌بافی، پشتی‌بافی، تایخا، ایچمک‌دوزی، ساخت ملزومات آلاچیق، نمد مالی و نخ‌ریسی رواج داشت که برخی از این هنرها تا به امروز نیز به میزان کمابیش رونق خود را حفظ کرده‌اند. غذاهای محلی نیز عبارتند از: چکدرمه که غذای اصلی ترکمن‌ها است. و غذاهای دیگر عبارتند از؛ چورفا، غاتیق‌لی‌آش، جززیق‌لی‌آش، اون‌آشی،چورک‌جورفا، باتیرما، سویت‌لی آش و … از جمله بازی‌های بومی و محلی که در سال‌های گذشته رواج داشته و امروز بسیار کمرنگ و حتی فراموش شده می‌توان به بازی‌های بومی و محلی چوررگ، قاق‌مالیجا، بوقین بوقین، چلیک، آششیق،یوزگ و … اشاره کرد.[10]

در حال حاضر در این روستا قریب به 120خانوار با جمعیتی برابر با 600 نفر زندگی می‌کنند.محدودیت‌های روستایی، دوری از شهر، بیکاری و … باعث شده که بیشتر اهالی روستا به شهر گنبد کوچ نمایند.[11] در سرشماری‌های رسمی نفوس و مسکن سال‌های 1335 تا 1395 آمار جمعیتی روستا به شرح ذیل می‌باشد .[12]

 

سال

خانوار

جمعیت

1335

*

*

1345

*

44

1355

42

310

1365

70

445

1375

83

464

1385

86

425

1390

93

407

1395

136

487

 

اولین ساختمان مسجد روستا در حدود سال ۱۳۳۴ش، با کمک اهالی بنا شد. پیش از آن، محل مرتفعی به عنوان محل اقامه نماز تعیین شده بود. پس از سال‌ها، در سال ۱۳۵۷ ش، ساختمان مسجد برای بار دوم نوسازی شد که کماکان مورد استفاده قرار می‌گیرد. زمانی مکتب‌خانه‌ی محلی نیز فعالیت داشته و بعدها، در سال ۱۳۶۵ ش، حوزه‌ی علمیه‌ای تأسیس شد که امروزه غیر فعال است. آغاز تعلیم و تربیت در این روستا به حدود سال ۱۳۵۲ش، از طریق سپاه دانش بازمی‌گردد. در ابتدا، ساختمان مدرسه در حجره مسجد قرار داشت و به‌مرور زمان، ساختمان آموزشی و مدرسه نیز ساخته شد.

امکانات دولتی دیگر روستا عبارتند از: برق‌رسانی (۱۳۶۷)، جاده آسفالت (۱۳۷۳)، گازکشی (۱۴۰۲)، تأسیس نانوایی به نام نوریاغدی آق‌آتابای (۱۳۸۱)، خانه بهداشت (۱۳۷۵)، پاسگاه مرزی که در سال ۱۳۴۲ ش، تأسیس شد؛ در ابتدا در حجره مسجد مستقر بود و پس از سه سال، ساختمان مستقل آن بنا گردید. همچنین ساختمان دهیاری در سال ۱۴۰۰ احداث شده است.

این روستا فاقد آب لوله‌کشی شده است، آب مورد نیاز از طریق تانکرهای آب جهادکشاورزی، هم‌چنین با ساخت منبع ذخیره آب در کنار منازل خود تحت عنوان لاری (آب انبار)آب مورد نیاز خود را تامین می‌کنند.آب شرب دام نیز از طریق آب رودخانه‌ی اترک و آب‌بندان‌ها تامین می‌شود. این روستا در جریان جنگ تحمیلی ایران و عراق یک شهید و یک نفر آزاده دارد.[13]

 

[1] با حساب

[2] آتابای، آتابای و آتابای، (1403).

[3] آتابای و آتابای، (1403).

[4] شیری‌قابوس، (1403).

[5] شیری‌قابوس، (1403).

[6] آتابای و آتابای، (1403).

[7] کارکنان وزارت جنگ انگلستان مستقر در هندوستان، (1380). ص 1095.

[8] آتابای، آتابای و آتابای، (1403).

[9] آتابای، احمد و آتابای، عبدالغفور، (1403).

[10] آتابای، آتابای، آتابای و آتابای، (1403).   

[11] آتابای، (1403).

[12] مرکز آمار ایران

[13]آتابای، آتابای، آتابای و شیری‌قابوس، (1403).

 

منابع:

  • با حساب https://www.bahesab.ir
  • فجوری، ستاربردی. (1403، 24 تیر). گفت‌وگوی شخصی با احمد آتابای.
  • فجوری، ستاربردی. (1403، 24 تیر). گفت‌وگوی شخصی با حاجی‌قربان شیری‌قابوس.
  • فجوری، ستاربردی. (1403، 24 تیر). گفت‌وگوی شخصی با حاجی‌گلدی آتابای.
  • فجوری، ستاربردی. (1403، 24 تیر). گفت‌وگوی شخصی با عبدالغفور آتابای.
  • ف‍ره‍ن‍گ‌ ج‍غ‍راف‍ی‍ای‍ی‌ ای‍ران‌. (1380). ک‍ارک‍ن‍ان‌ وزارت‌ ج‍ن‍گ‌ ان‍گ‍ل‍س‍ت‍ان‌ م‍س‍ت‍ق‍ر در ه‍ن‍دوس‍ت‍ان‌؛ م‍ت‍رج‍م‌ ک‍اظم‌ خ‍ادم‍ی‍ان‌. م‍ش‍ه‍د: آس‍ت‍ان‌ ق‍دس‌ رض‍وی‌ ب‍ن‍ی‍اد پ‍ژوه‍ش‍ه‍ای‌ اس‍لام‍ی. ‌
  • مرکز آمار ایران. درگاه ملی آمار. نتیجه سرشماری نفوس و مسکن. قابل دسترسی از:https://www.amar.org.ir

 


 

 

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه