نامن
نامن Nāmen
روستایی واقع در دهستان سدن رستاق شرقی بخش مرکزی شهرستان کردکوی، استان گلستان.
روستای نامن در ۱۱ کیلومتری شرق شهر کردکوی واقع شده است. این روستا در مختصات جغرافیایی در نقطهی 50ً 46َ °36 عرض جغرافیایی و در نقطهی 50ً 14َ °54 طول جغرافیائی با ارتفاع 106 متر از سطح دریا قرار دارد.[1]
روستای نامن از شمال به جاده قدیم گرگان–کردکوی و روستای دنگلان، از جنوب به جنگلهای هیرکانی، از شرق به روستاهای شموشک سفلی و از غرب به روستای میاندره محدود میشود.
قدیمیترین اثر شناختهشده در محدوده روستای نامن، تپه داراب است که در فاصله حدود ۸۰۰ متری روستا قرار دارد. بر پایه شواهد باستانشناختی، این محوطه به دوره ساسانی و سدههای آغازین دوره اسلامی تعلق دارد. تپه داراب با شماره ثبت ۳۱۸۱۳ در تاریخ ۲۷ آذر ۱۳۹۶ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
در منابع دوره اسلامی، از روستای نامن با صورتهای «نامیه» و «نامنه» یاد شده است. از جمله، در احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، مقدسی در معرفی طبرستان، در کنار تمیشه، از موضعی با نام «نامیه» نام برده است.[2] نام روستا در منابع تاریخی سدههای نخستین اسلامی با صورت «نامنه» نیز آمده است. بلاذری در فتوح البلدان، در شرح لشکرکشی سعید بن عاص به طبرستان، مینویسد که وی «طمیشه و نامنه را، که قریهای است، بگشود» و سپس با پادشاه جرجان بر پرداخت دویست هزار و به روایتی سیصد هزار «بغلیه» صلح کرد. این گزارش، از کهنترین اشارات تاریخی به نام روستای نامن در منابع اسلامی به شمار میرود.[3]
تشابه اسمی میان «نامن» و «نامنه» سبب شده است که برخی پژوهشگران، «نامنه» مذکور در منابعی چون احسن التقاسیم و فتوح البلدان را با روستای کنونی نامن یکی بدانند. به باور آنان، قرار گرفتن «نامنه» در کنار تمیشه در این منابع، با موقعیت جغرافیایی روستای نامن سازگار است و همانندی دو نام نیز این احتمال را تقویت میکند. با این همه، این دیدگاه قطعی نیست و باید با احتیاط پذیرفته شود؛ زیرا این احتمال نیز وجود دارد که جایگاه این آبادی در گذر زمان بر اثر عوامل طبیعی یا انسانی دگرگون شده و مکان آن نسبت به گذشته تغییر یافته باشد.[4]
نام روستای نامن در وقفنامه یساقی، مورخ ۹۰۳ ق، نیز آمده است. در این وقفنامه، سید شهابالدین فضلالله قاضی، شماری از قریههای بلوک سدنرستاقِ ولایت استرآباد را با شرایطی بر فرزندان ذکور خود وقف کرده است. در متن سند، از نامن بهعنوان یکی از این قریهها یاد شده و تصرف آن در اختیار «سیادتمآب مرتضیزاده اعظم، امیر سید عبدالعزیز بن السید المرحوم امیر سید عزیز بن امیر سید عزالدین کردچمنی» ذکر شده است.[5] با توجه به نام برخی از اراضی پیرامون روستای نامن، مانند «اِنگِرَم» در شمالغربی و متصل به روستا، «شوریان» در جنوب و «تازهآب»، به نظر میرسد پیشینه سکونت در این ناحیه را بتوان در پیوند با این نامهای کهن بررسی کرد. این احتمال با گزارش محمدعلی قورخانچی از سال ۱۲۷۶ ق نیز تقویت میشود؛ زیرا وی از روستای نامن نامی نبرده، اما از آبادی «اِنکِرَم» یاد کرده و درباره آن نوشته است: «خانوار ۲۰ باب، انفاس ۱۲۳ نفر، مرد زندار ۲۰ نفر، زن شوهردار ۲۶ نفر، مرد بیزن ۱۷ نفر، زن بیشوهر ۷ نفر، پسر صغیر ۲۱ نفر، دختر کبیر ۷ نفر، دختر ۲۵ نفر»[6] در همین گزارش، از قریه «شوریان» نیز یاد شده است؛ آبادیای که امروزه اثری از آن بهعنوان یک روستای مستقل باقی نمانده و تنها نام آن در اراضی جنوب روستای نامن حفظ شده است. قورخانچی درباره شوریان مینویسد: «خانوار ۴۰ باب، انفاس ۲۳۸ نفر، مرد زندار ۴۰ نفر، زن شوهردار ۵۵ نفر، مرد بیزن ۳۷ نفر، زن بیشوهر ۱۸ نفر، پسر صغیر ۴۰ نفر، دختر کبیر ۱۹ نفر، دختر صغیر ۲۹ نفر»[7] با این حال، در کتابچه نفوس استرآباد، متعلق به سال ۱۲۹۶ ق، نام «نامن» در شمار آبادیهای منطقه آمده است. در همین گزارش، از قریه «شوریان» نیز با جمعیتی برابر با ۱۳۰ نفر یاد شده، اما برخلاف گزارش پیشین، نامی از «اِنکِرَم» دیده نمیشود.[8]
در کتابچه نفوس استرآباد (۱۲۹۶ق)، درباره نامن آمده است: «نامن در جزو شوریان است و مالکینش آقایان ساکنین شوریان [اند]، آب مشروب از رودخانه است.» بر اساس این گزارش، جمعیت نامن در آن زمان ۵۷ نفر بوده است.[9] وجود سندی مورخ ۱۲۳۷ ق نشان میدهد که در این تاریخ، «آقا میرزینالعابدین موسوی»، فرزند آقا محمدعلی، تمامی یکثلث از سهثلثِ سه دانگ و نیمثلث از مجموع ششدانگ قریه معروف به نامن را، همراه با تمامی توابع و متعلقات آن، به مبلغ ۶۶ تومان و ۶۶۳۰ دینار رایجِ عصر فتحعلیشاه، به محمدتقیخان بالارستاقی (هزارجریبی) فروخته است.[10] بر پایه اطلاعات محلی، امروزه دو خانواده دارابخان مسعودی و حجت مسعودی، که خود را از نوادگان محمدتقیخان بالارستاقی (هزارجریبی) میدانند، در روستای نامن سکونت دارند.[11]
گزارشهای مأموران و جهانگردانی که در دوره قاجار از ایالت استرآباد بازدید کردهاند، تصویری متفاوت از وضعیت آبادیهای این ناحیه ارائه میدهد. میرزا ابراهیم در سفرنامه استرآباد و مازندران و گیلان، بدون اشاره به نامن، از «اِنگِرَم» و «شوریان» بهعنوان روستاهای بلوک سدنرستاق یاد کرده است.[12] الکسیس بارنز نیز نامی از نامن نمیبرد و تنها از روستای «شوریان» یاد میکند.[13] در مقابل، رابینو در معرفی روستاهای بلوک سدنرستاق، از «نامن»، «شوریان»، «تازهآباد» و «اِنگِرَم» ـ که آن را از دهات مخروبه منطقه دانسته ـ نام برده است. [14]
قدیمیترین آمار شناختهشده از جمعیت روستای نامن به کتابچه نفوس استرآباد، مورخ ۱۲۹۶ ق، بازمیگردد. بر اساس این گزارش، جمعیت نامن در آن زمان۵۷ نفر بوده است.[15]
جمعیت روستای نامن بر پایه نتایج سرشماریهای عمومی نفوس و مسکن، طی سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۹۵، روندی متغیر را نشان میدهد. آمار جمعیتی این روستا در دورههای مختلف سرشماری به شرح زیر است:[16]
|
جمعیت |
خانوار |
سال |
|
312 |
* |
1335 |
|
515 |
81 |
1345 |
|
708 |
90 |
1355 |
|
966 |
134 |
1365 |
|
1052 |
184 |
1375 |
|
951 |
208 |
1385 |
|
994 |
287 |
1390 |
|
887 |
286 |
1395 |
ساکنان روستای نامن همگی مسلمان و پیرو مذهب شیعه دوازدهامامی هستند و به زبان تبری سخن میگویند. از نامهای خانوادگی رایج در این روستا میتوان به خطیری، خطیرنامنی، خطیری چغری، مسعودی، کلنگی، زمانی و بیدرنامنی اشاره کرد.
اقتصاد روستای نامن عمدتاً بر کشاورزی استوار است و بیشتر ساکنان آن به این فعالیت اشتغال دارند. اراضی کشاورزی روستا، با وسعتی حدود ۴۵۰ هکتار، در محدودههایی با نامهای محلی شوریان، اِنگِرَم، اِسکِلم، تازهآباد، نامنصحرا، ملیار، چالزمین و دوچشمه قرار دارد. مهمترین محصولات زراعی این اراضی شامل گندم، کلزا، سویا، شالی (برنج) و ... است.[17]
آب مورد نیاز کشاورزی روستای نامن در گذشته عمدتاً از رودخانه تأمین میشد. امروزه با احداث آببندانی به وسعت حدود ۱۰ هکتار، بخشی از آب مورد نیاز اراضی کشاورزی روستا از طریق ذخیره آب این آببندان تأمین میشود.
بافت کالبدی روستای نامن نیز در دهههای اخیر، در پی اجرای طرح هادی روستایی، دستخوش تغییرات چشمگیری شده است. اجرای این طرح، ضمن بهبود شبکه معابر و زیرساختهای روستا، موجب دگرگونی در سیمای کالبدی و الگوی استقرار بناها شده و ساختار سنتی روستا را متناسب با نیازهای زندگی امروز تغییر داده است.
روستای نامن دارای دو باب مسجد (جامع، الرسول) یک باب زینبیه، دبستان ابتدایی، دبیرستان متوسط اول، خانه بهداشت، پُست بانک و شرکت تعاونی تولید زراعی با نام زراعت پیشینه است. در سالهای جنگ (67-1359) 6 نفر از اهالی به شهادت رسیدند.
[1] سازمان نقشه برداری کشور
[2] مقدسی (1361)، ص519
[3] بلاذری (1367)، صص469-468
[4] معطوفی، (1395)، ص 535
[5] ستوده، 1377، ج 6، ص 262.
[6] قورخانچی، 1360، ص. 115.
[7] همان
[8] ذبیحی، 1363، ص. 245.
[9] همان ص245
[10] معطوفی، 1395، ص. 536
[11] گفتوگو با دارابخان مسعودی
[12] میرزا ابراهیم، (1355)، ص54
[13] مکنزی (1359)، ص183
[14] رابینو (1383)، ص192
[15] ذبیحی (1363)، ص245
[16] مرکز آمار ایران
[17] دهیاری روستای نامن؛ گفتوگو با ولی مسعودی.
منابع:
- ابوعبدالله محمد بن احمد مقدسی، (۱۳۶۱)، احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، ترجمه علینقی منزوی، تهران: شرکت مؤلفان و مترجمان ایران.
- احمد بن یحیی بن جابر بلاذری، (۱۳۶۷)، فتوح البلدان، تهران: نشر نقره.
- ذبیحی، مسیح، (۱۳۶۳)، گرگاننامه، تهران: انتشارات بابک.
- رابینو، یاسنت لوئی، (۱۳۸۳)، مازندران و استرآباد، ترجمه غلامعلی وحید مازندرانی، چاپ چهارم، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.
- ستوده، منوچهر، (۱۳۷۷)، از آستارا تا استارباد، ج ۶، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.
- میرزا ابراهیم، (1355). سفرنامه استرآباد و مازندران و گیلان. به کوشش مسعود گلزاری. تهران،: بنیاد فرهنگ ایران.
- قورخانچی، محمدعلی (صولت نظام)، (۱۳۶۰)، نخبه سیفیه، تهران: نشر تاریخ ایران.
- معطوفی، اسدالله، (۱۳۹۵)، تاریخ و پیشینه اجتماعی شهرستان کردکوی (بلوک سدن رستاق)، گرگان: انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی، واحد گرگان.
- مکنزی، چارلز فرانسیس، (1395)، سفرنامه شمال، تهران: نشر گستره.