خرید و دانلود مقاله

رئیس الذاکرین


رئيسالذاكرين  Raees Al-Zakerin

 

واعظ مشهور شهر استرآباد در اواخر دورهي قاجار و اوايل دوره پهلوي.

سيدمصطفي رئيسي از روحانيون معروف شهر استرآباد بود. رشد و نمو در خانوادهي اهل وعظ و منبر، صداي خوب و بم و طرز بيان مناسب، از او خطيبي توانا ساخت تا جايي که معروف به «رئيسالذاکرين» شد. برادر او سيدحسين و عموهاي او سيدنصرالله و سيدحسن، هر يک به ترتيب ملقب به شمس الذاکرين، صدرالذاکرين و سلطان الذاکرين بودند. وي «از منبريهاي کهنه کار و اهل فوت و فن بود.» محمدعلي قورخانچي در نخبه سيفيه، از او به عنوان يکي از روضهخوانهاي عصر قاجار ياد ميکند.

سيدمصطفي فرزند سيد احمد، نوه سيد حيدر، نتيجه سيدنصرالله و نبيره سيدميرکريم است. برادران او، سيدمحمد، سيدحسين، سيد رضا و سيد محسن نام داشتند. به روايتي، نياکان وي (ميرکريم بزرگ) از هند به منطقه استرآباد آمدند.1

سيدمصطفي در سال 1300ق، در محله دربنو شهر استرآباد به دنيا آمد. تحصيلات اوليه را  در مدرسه محسنيه شهر استرآباد گذراند و پس از درگذشت همسر (دختر سيدنصرالله صدرالذاكرين)، به مدرسه ميرزاجعفر در مشهد رفت و سالها در محضر روحانيون، از جمله آيتالله حاج ميرزامحمد، فرزند آخوند خراساني، درس خواند. او پس از بازگشت به استرآباد، با نرگس خانم ازدواج كرد.

به گفته سيد محمد رئيسي نوه رئيس الذاکرين، سيد مصطفي در ماجراي مشروطهخواهي استرآباد، با مشروطهخواهان همراهي ميکرد و در يکي از کميتههاي مشروطهخواهان در محله دربنو، که رياستش بر عهده عموي وي (سيدصادق ميرحيدري) بود، عضويت داشت. 2

همچنين گفته شده در انتخابات مجلس شوراي ملي، سيد مصطفي از شيخ محمدحسين مقصودلو حمايت کرد. او در دورهي پنجم انتخابات مجلس شوراي ملي نيز از محمدعلي شوشتري در انتخابات حمايت کرد. حسينقلي مقصودلو در گزارش سال 1302ش مينويسد: به علت عدم کفايت حکومت نظامي و هرج و مرج اطراف، آقا سيد مصطفي رئيس الذاکرين بر منبر، حرفهاي خشن نسبت به حکومت ميزنند.

رئيس الذاکرين علاوه بر اشتغال بر وعظ و خطابه، مَلّاک هم بود. وي مالک نيمي از قريه نوچمن و بخشي از زمينهاي روستاهاي غرب گرگان بود. افزون بر اين، احشامي در روستاي حاجيآباد واقع در رشته کوههاي البرز داشت.

در دورهي رضاشاه، رئيسالذاکرين از جمله روحانيوني بود که توسط سرهنگ حکيمي، حاکم استرآباد، خلع لباس شد. در ماجراي راهاندازي مدرسه دخترانه در مصلي استرآباد، وي با ديگر روحانيون معترض همراه بود که سرانجام هم اين مدرسه را تخريب كردند و رئيسالذاكرين به همراه جمعي بازداشت شد. او همچنين جزو افرادي بود که مدرسه عماديه را تصرف کردند. در ماجراي کشف حجاب، رئيس الذاکرين، در منزل شيخ علي اعلايي در کوي دوشنبهاي شهر گرگان، عليه اين ماجرا به سخنراني پرداخت که همين امر منجر به بازداشت و تبعيد وي به ساري، سپس شاهرود شد.

رئيسالذاکرين هنگام تبعيد يک ساله به شاهرود، با خواهر رئيس شهرباني اين شهر ازدواج کرد و پس از ورود متفقين و سقوط رضاشاه، به گرگان بازگشت و مورد استقبال قرار گرفت.

حضور روسها در گرگان و دخالت آنها در امور اين شهر سبب شد تا گروهي از روحانيون به تحريم کالاهاي روسي اقدام کنند که رئيس الذاکرين يکي از آنها بود که البته آن را پس گرفتند . وي در ماجراي انقلاب سفيد در سال 1341ش، از جمله مخالفان بود.

رئيس‏الذاکرين در سال 1344ش در نجف درگذشت و در همان جا دفن شد. وي داراي چهار پسر به نامهاي سيداحمد، آقاتقي، سيدعلي و محمدتقي و سه دختر به نامهاي حبيبه بيگم، رحيمه بيگم و عاتکه بود.

 

پينوشت:

1. سيدمحمد رئيسي در خاطرات خود مينويسد: «بعضيها چنين گمان ميکنند که سادات ميرکريم و درازگيسو از هند به استرآباد آمدهاند. صحيح اين است که اين سادات مکرم، از زمان امام باقر(ع) در استرآباد بوده و حکومت تشکيل دادهاند و پس از سالهاي متمادي، از استرآباد به هند رفته و در آنجا نيز ذريه به جاگذاشتند... . آنان در اصل در استرآباد بودهاند ... سپس به هند گريخته و پس از چندي که خطر رفع شده، مجدداً دو نفر از آنان به نام «سيدباقر» و «سيدميرکريم» به گرگان آمدهاند ... . (رئيسي، سيدمحمد. (1387). خاطرات حجتالاسلام والمسلمين سيدمحمد رئيسي گرگاني. گرگان: انتشارات پيك ريحان).

1. نگارنده تا کنون در اين مورد جز نوشته سيد محمد رئيسي سند يا مطلبي مشاهده نکرده است .

منابع:

• ذبيحي، مسيح. (1386). استرآبادنامه (چاپ 4). تهران: اميرکبير.

• مقصودلو. حسينقلي (وکيلالدوله). (1363). مخابرات استرآباد. (به کوشش ايرج افشار و محمدرسول درياگشت). تهران: تاريخ ايران.

• ميرزاصالح، غلامحسين. (1379). خاطرات سياسي سيدمحمدعلي شوشتري. تهران: کوير.

• نورمفيدي، سيدکاظم. (1385). خاطرات آيتالله نورمفيدي. تهران: مرکز اسناد و انقلاب اسلامي.

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه