لسهای گرگان
لُسهای گرگان Gorgan loess
رسوبات بادی دانهریز گسترده در استان.
لسها، از تجمع ذرات ریز گرد و غبارهایی تشکیل میشوند که به وسیله باد حمل و در دامنهي کوهها، دشتها و بیابانها تهنشین میشوند. رنگ آن زرد روشن تا زرد كاهی (نخودی) و بدون چینهبندی است. گسترش این رسوبات از جنوب، به دامنهي رشته کوههای البرز و از شمال، به مناطق مرزی كشور ترکمنستان میرسد. به علت گسترش زیاد، گاهی «سازند لس» نیز نامیده میشود. این رسوبات را از قدیم به نام خاک زرد میشناختند و از آن در ساختمانسازی استفاده میکردند. در کورههای آجرپزی و کارگاههای کوزهگری و ساخت تنورهای خانگی نیز استفاده از این خاک رایج بوده است. ضخامت این خاکها در نقاط مختلف استان متفاوت است. در کوهپایهها، زیاد و در مناطق مرزی استان، کاهش مییابد، به طوری که در برخی از مناطق، به صورت پوشش نازک، روی تپهماهورها را میپوشاند.
لُسها، با خاکهای رس از نظر منشأ، نوع کانیها و اندازهي ذرات تفاوت دارند. ضخامت لسها در شهرستانهاي گرگان، علیآباد، رامیان و مینودشت، زیاد و بیش از 50 متر است. این لسها با درصد زیاد و ظاهر یکنواخت، دارای صدف شکمپایان بوده و خاک حاصلخیز دارند. تپههای زیباشهر، امامرضا، باباطاهر و هزارپیچ در گرگان، دارای ضخامت زیادی از خاکهای لس هستند. گذشت زمان، سبب فشردگی و سخت شدن این خاکها شده است، ولی نفوذ آب میتواند آنها را نرم کند و سبب جابهجایی شود. در سالهای اخیر، مناطق مسکونی زیباشهر گرگان، دچار ریزش و خسارتهایی شده که علت آن، نفوذ فاضلابهای خانگی به درون لسها و ایجاد فشار هیدروستاتیک بوده است. فشردگی، سختی و نفوذناپذیری سبب شده است که بیشتر سدهای استان، از جمله سد وشمگیر، بر روی بسترهای لسی بنا شوند. این بسترها، محل مناسبی برای ایجاد آببندانهای مختلف هستند.
لسهای گرگان با تشکیلات به هم پیوسته به صورت تپهماهورها با ارتفاع مختلف، متعلق به دوران چهارم زمینشناسی یا دورهي کواترنری و آخرین پسروی دوره یخچالی هستند. بادهایی که امروزه در سطح استان میوزند، قادر نیستند چنین حجم عظیمی از مواد را جا به جا کنند، بنابراین در زمان گذشته، منطقه تحت نفوذ طوفانهای شدید بوده است.
بر اساس مطالعات، منشأ لسهای گرگان، از صحرای ترکستان است و علت آن، عقبنشینی یخچالهای دوران چهارم از ارتفاعات البرز و اختلاف درجه حرارت زیاد بین این ارتفاعات و مناطق شمالی است که نتیجهي آن، ایجاد طوفانهای بزرگ از سرزمینهای ترکستان به سمت البرز است. این طوفانها، لسها را به صورت گرد و غبار با خود حمل كرده، ولی در اثر برخورد با دیوارهي بزرگ البرز، قدرت حمل و نقل خود را از دست داده و تشکیلات لسی را در دامنهي آن تهنشین ساختهاند.
لسها ابتدا به طور یکنواخت، منطقه را پوشانده و با گذشت زمان، در پشتههای مسطح تاقدیسها، تپهها و دامنههای کمشیب به صورت کلاهک باقیمانده، بر روی شیبهای تندتر فرسایش یافته و شسته شدهاند. در درهي اترک، نزدیک روستای کرند، ضخامت لسها به 50 متر میرسد و بدون لایهبندی هستند. صدف شکم پایان هوازی از خانواده هلیکس، در این نهشتهها زياد ديده ميشود. در اين منطقه، لسها چون از سیلت و رس تشکیل شدهاند، دارای خاصیت لازم برای جذب آب و حفظ رطوبت میباشند، بنابراین، زمینهای بسیار مطلوبي برای کشاورزی دیم هستند.
نهشتههای لس، شامل رسوبات دانهریز، پودرمانند و بدون لایهبندی است و پس از این که تحت تأثیر بارندگی با فرسایش کم قرار گرفت، متراکم میشود. لسها در شمال، خاکهای حاصلخیزي تشکیل دادهاند. در این ناحیه، به دلیل تراکم و فشردگی زیاد، دارای شیب تندی هستند.
زمینهای بسیار وسیع دشت گرگان، در نتیجهي تهنشست مواد آبرفتی فراوان به وجود آمدهاند. منشأ این آبرفتها، مواد گوناگونی است که مهمترین آنها، لسها هستند، زیرا به علت آسانی فرسایش و حمل و نقل توسط آب، میتوانند به راحتی جا به جا شوند و بخشهای دانه ریز خاک کشاورزی را تشکیل دهند.
کاهش میزان رس و افزایش سیلت، سبب افزایش اثرات فرسایشي آبهای جاری میشوند. در حاشیهي شمال شرقی استان، میزان سیلت افزایش مییابد که علت آن، نزدیکی به منشأ رسوبات بادی است. این خاصیت در مناطقی مانند کلاله و مراوهتپه سبب شده است که شیارهای فراواني در اثر فرسایش آب ایجاد شود. سیلابها در این خاکها، سبب فرسایش ورقهای و حفر خندق میشوند و به خاک صدمه میزنند. رودخانهها نیز پیوسته گلآلود و مئاندرهای (رودپیچ) فراوان در زمینهای لس ایجاد میکنند. در بخشهای پست و فرو افتادهي شمال غربی استان، ماندابها و تالابهایی بر روی مواد لسی ایجاد شده است.
لسهای گرگان بر روی سنگهای دوران مختلف، شیستهای گرگان و آبرفتهای قدیمی کواترنري، تهنشین شدهاند. بر روی رسوبات لسی نیز پوششي از خاک جنگل، خاک کشاورزي، مرتع، آبرفتهای جدید و دشتهای سیلابی قرار دارد.
لسها میتوانند مواد اولیهاي برای تهیه سیمان باشند. اگر کانی ایلیت در آن فراوان باشد، برای استخراج پتاس، اگر کائولینیت زیاد باشد، برای سرامیکسازی، چینیسازی و صنایع دستی و اگر کانی مونت موریونیت فراوان داشته باشد، میتوان از آن برای تهیهی گل حفاری استفاده کرد.
منابع:
• احمدی، حسن، و فیضنیا، سادات. (1378). سازندهای دورهی کواترنر: مبانی نظری و کاربرد آن در منابع طبیعی. انتشارات دانشگاه تهران.
• زمردیان، محمدجعفر. (1385). ژئومورفولوژی ایران (جلد 2، چاپ 3). انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد.
• قریب، عبدالکریم. (1382). فرهنگ زمینشناسی (چاپ اول). تهران: دانشگاه تربیت معلم.
• معماریان، حسین، صداقت، محمود، و چهرازی، علیبابا. (1372). زمینشناسی. تهران: شرکت چاپ و نشر ایران.
• موسوی روحبخش، سیدمحمد. (1380). زمینشناسی دریای خزر. تهران: انتشارات سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور.
• مهندسین مشاور تهران پادیر. (1385). کاوشهای ژئوفیزیکی در شمال استان گلستان. گرگان: سازمان صنایع و معادن استان گلستان.