یکه قوز علیا
یکه قوز علیا
Yeke Qoz-e Olyā
این روستا، زیر مجموعهی دهستان آقسو، در بخش مرکزی شهرستان کلاله و در فاصلهی 23 کیلومتری این شهرستان، قرار دارد.
روستای یکهقوز علیا در °55 و 37َ طول و °37 و 28َ عرض جغرافیایی واقع شده است.[1] از سمت شمال، رشته کوههای سورلی و بوتیر به این روستا مشرف است. همچنین از شرق به روستای اورجنلی، از غرب به روستای حاجی حسن و از جنوب به روستای یکهقوز پایین (سفلی)، منتهی میشود.
از گفتهی بزرگان روستا چنین برمیآید که وجود و رخ نمایی درخت گردوی کهنسالی در این ناحیه، سبب نامگذاری آن به یکهقوز شده است. «یکهقوز» در فارسی به معنای «تک درخت گردو» است.[2]
مردم روستا، ریشهی خود را به «شاقولیقرناس» نسبت میدهند. سکونتگاه او به گفتهی اهالی روستا، اطراف سونگیداغی بوده است که اکنون در مجاورت آرامگاه مختومقلیفراغی شاعر پرآوازهی ترکمن قرار دارد. ساکنان سونگیداغی همانند دیگر ترکمنها، دامداران کوچندهای بودند که در بیشتر اوقات سال برای یافتن چراگاههای بهتر، در حال کوچیدن بودند. آنها پس از سونگیداغی به منطقهی منصورآباد و سوقی در ناحیهی اسلامآباد رفتند و مدتی را در آنجا گذراندند. مقصد بعدی آنها روستای فرّخسر در مراوهتپّه بود. امّا به دلیل بروز اختلاف با دیگر طایفهها، در فرّخسر ماندگار نشدند و به دشتهای انتهای جنگل گلستان رفتند و توانستند با ساکنان آنجا ارتباط ایلی و پیوندهای خانوادگی برقرار نمایند امّا باز هم کوچ را بر استقرار ترجیح دادند و به روستای اورجنلی روانه شدند. در این روستا بود که خانوادههای موسوم به قرناس پراکنده شدند و گروههای کوچکتری را تشکیل دادند و پس از این ماجرا، اورجنلی به «قرناس دارغان» (پراکنده شدن) تغییر نام داد.
شماری از افراد خاندان قرناس در فاصلهی سالهای 1245 تا1250 ش، به یکهقوز آمدند. آنان نخستین ساکنان یکهقوز نبودند، زیرا پیش از ورود آنها به یکهقوز، طایفهی کسر در آنجا میزیستند ولی همزمان با آمدن قرناسها، این ناحیه را رها کردند و به منطقهای به نام پیشکمر رفتند.[3]
قرناسها پس از استقرار یافتن در یکهقوز، به گلهداری و کشاورزی ادامه دادند. یک موضوع که در تاریخچهی این ناحیه، مورد توجّه قرار دارد، سرگذشت زمینهای کشاورزی و چراگاههای آنجاست. در زمانی که افراد قبیلهی قرناس در یکهقوز مستقر شدند دو تن با نامهای مهدی و نیاز محمدخان، ریش سفیدهای روستا بودند، امّا از آنجا که اهالی با آنها رابطهی خوبی نداشتند، اوقان سیدی یکی از کارکنان املاک، سند زمینهای روستا را به نام خود ثبت کرد.
در فاصلهی ثبت اسناد، نیازمحمدخان زمینهای کشاورزی را بین مردم تقسیم کرد و این تقسیمات به نام تقسیمات «نیازمحمد خان بولگیسی» معروف شد اما نتوانست رضایت مردم را به دست آورد و مردم در این دوره، به پرداخت مالیات ده بر یک به اوقان سیدی، رضایت دادند. از طرفی، چندین نفر از مردم یکهقوز نزد خوجه نیاز خان که در روستای آق قمیش سکونت داشت، رفتند و او را به یکهقوز دعوت کردند و ریش سفیدی روستا را به او سپردند. خوجه نیاز تمام دارایی های خود را در آق قمیش رها کرد و به یکه قوز آمد و به روش نیاز محمدخان، زمینهای کشاورزی را بین مردم تقسیم کرد و بخشی از چراگاهها را برای بهره برداری دامها باقی گذاشت. این تقسیمات همچنان محفوظ و به نام «خوجه نیاز خان بولگیسی» معروف است. در دورهی خوجه نیازخان، مردم، دیگر به خانوادهی سیدی مالیات پرداخت نکردند. فرزند اوقان سیّدی، رحمان قلی سیدی، نمایندهی دورهی بیست و چهارم مجلس شورای ملّی، کار بازگرداندن زمینهای پدرش را پیگیری کرد و مردم روستا اندکی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی زمینها را از او خریداری کردند.[4]
آرامگاه «مسکین قلیچ» از شاعران نامی ترکمن، در نزدیکی این روستا قرار دارد.
اهالی این روستا از ترکمنهای گوکلان، مسلمان، اهل سنت و حنفی مذهبند و به زبان ترکمنی سخن میگویند، طوایف کور، کل، دلیجه، کولی، جعفرکی و آق اینجیق از تیرههای کهن این روستا هستند.
مهمترین پیشهی مردم در آغاز، در غازغاز غاز دامداری بود ولی به تدریج و با نابودی دامها و گسترش ابزارهای کشاورزی، اقبال و توجّه مردم به کشاورزی بیشتر شد. در حال حاضر، بیشترین دستاورد کشاورزان روستا، گندم و پنبه میباشد. محصولات باغی روستا اندک است، هرچند در سالهای نزدیکتر، روستاییان به کاشتن و پرورش زیتون و گردو توجّه ویژه دارند. ساکنان روستا، اکنون 852 هکتار زمین کشاورزی و نزدیک به یکصد هکتار باغ دارند.[5] از جمله پیشههای مورد توجّه زنان روستا در گذشته، پرورش کرم ابریشم و پارچه بافی بود ولی امروزه در بین زنان روستا، به فراموشی سپرده شده است.[6]
چشماندازهای طبیعی روستا، مورد توجّه گردشگران است. منطقهی آرالیق یکی از مقاصد گردشگری این ناحیه به شمار میرود.
تاره دوزی، پارچه بافی، ساخت قاشق چوبی، آزال بویندریق، درب و پنجره چوبی، صندوق چوبی و .... جزو دست ساختههای مردم روستا در دورههای گذشته بود. غذاهای محلی آنها قایش، بورگ، اون آش، اوزمش، آیران لی آش، قطاب و .... است.
در بین بازیها و ورزشهای بومی_محلی، کشتی محلی آلیش، مورد اقبال ویژهی روستاییان قرار گرفته است. ورزشکاران روستا بیشتر در این رشته، عناوینی را کسب میکنند.
گلدی پهلوان، دارندهی مقام جهانی در کشتی بین المللی آلیش، و حسن پهلوان، یاری آخوند و شامحمد از ورزشکاران سرشناس گذشته ترکمن صحرا، از این روستا به شهرت رسیدند.[7]
«خیرمحمدامانپور»، شاعر بدیهه سرا و باذوق ترکمن، اهل این روستا است. اشعار او، در بین مردم ترکمن، محبوب و مورد پسند، واقع شده است.[8] از دیگر هنرمندان اهل این محل، آدینه قلی قلیزاده (شاعر و خواننده ترکمن)[9] و مشدتاقانی قرناس (شاعر و نویسنده)، قابل ذکرند.
جمعیت روستا در سالهای سرشماری نفوس و مسکن ایران، به این شرح بوده است.[10]
|
سال |
خانوار |
جمعیت/ نفر |
|
1335 |
* |
386 |
|
1345 |
85 |
509 |
|
1355 |
112 |
698 |
|
1365 |
157 |
1075 |
|
1375 |
213 |
1513 |
|
1385 |
379 |
1808 |
|
1390 |
505 |
2069 |
|
1395 |
534 |
2068 |
قدمت مسجد نسبت به دیگر بناهای روستا، بیشتر است و ساخت آن، در سال 1329ش، ثبت شده و در دورههای گوناگون، بازسازی شده است. آموزش در این روستا، از سال 1346ش، با حضور یک معلم سپاه دانش از کردستان، آغاز شد. هم اکنون روستا دبستان دخترانه و پسرانه و دبیرستان دوره اول دخترانه و پسرانه دارد.[11]
[1] مفخم پایان، لطفاله. (1339).
[2] فجوری، ستاربردی. (1398).
[3] فجوری، ستاربردی. (1396).
[4] فرهمندیان، اتوز. (؟)؛ فجوری، ستاربردی (1398).
[5] فجوری، ستاربردی. (1393).
[6] فجوری، ستاربردی. (1399).
[7] فجوری، ستاربردی (1398).
[8] فجوری، ستاربردی. (1398).
[9] فجوری، ستاربردی. (1398).
[10] سایت مرکز آمار ایران.
[11] فجوری، ستاربردی. (1399).
منابع:
- سایت مرکز آمار ایران: http://www.amar.org.ir
- فجوری، ستاربردی. (1393). تاریخ پیدایش و شکلگیری شهر کلاله. گرگان: مختومقلی فراغی.
- فجوری، ستاربردی. گفت و گو با آقایان مولام امانی و حاجی محمد قلیزاده. (6/8/1398).
- فجوری، ستاربردی. گفت و گو با زکریا عوضزاده. (12/6/1399).
- فجوری، ستاربردی. گفت و گو با محمّدرحیم نوری قرناس. (12/6/1399).
- فرهمندیان، آتوز. «خیرمحمّد شاعر بذلهگو». فصلنامهی فراغی، شماره ی 40. ص22.
- مفخمپایان، لطفاله. (1339). فرهنگ آبادیهای ایران- بخش اول. تهران: امیرکبیر.