خرید و دانلود مقاله

آلوفن


 

آلوفن (عَله‌ فِن)        Alofen                                                                                          

 

 

روستایی در دهستان روشن‌آباد، بخش مرکزی شهرستان گرگان، استان گلستان.

اَلوفن، آلفِن، اُلوفن و در گویش تبری، اَله‌فن، عَلِه‌فِن و عَلوفِن درچهار کیلومتری غرب شهرستان گرگان و در موقعیت 8ً  49َ °36 عرض جغرافیائی و 20ً  21َ °54 طول جغرافیائی واقع شده است. ارتفاع این روستا از سطح دریا  135متر می‌باشد.[1]  

روستای آلوفن از شمال به زمین‌های زراعی و دانشگاه علوم پزشکی، از جنوب به زمین‌های کشاورزی، از شرق به جاده‌ی شصت‌کلاته و از غرب به زمین‌های زراعی روستای کلو منتهی می‌شود.

درباره‌ی دلیل نام‌گذاری روستای آلوفن دلیل مستندی به دست نیامده است اما با توجه به شکل نوشتاری «آلوفن» می‌توان حدس زد منظور از آن، منطقه یا زمینی پوشیده از آلو است. همچنین با توجه به برخی از منابع مکتوب و در گویش ساکنان بومی تبری زبان در روستاهای اطراف شاید منظور از عَله‌فِن منطقه و زمین پوشیده از علف باشد.

با بررسی میدانی در روستای آلوفن به این نکته رسیدیم که شکل‌گیری این روستا در دوره‌ی معاصر و در پی مهاجرت سیستانی‌ها در دهه‌ی پنجاه و مستقر شدن آنها در سازمان زراعی متعلق به آقای اردشیر شفیعی (96-1305)  به طور تدریجی صورت پذیرفت.

اهالی این سازمان پس از پیروزی انقلاب در سال1357ش، مالک منازل و بخشی از زمین‌های زراعی آن را تحت تملّک خود درآوردند و با افزایش یافتن روند مهاجرت به این منطقه، آلوفن به یک روستایی مبدل شد.[2] بررسی‌های تاریخی از قدمت آلوفن حکایت می‌کنند. در وقف‌‌نامه‌ی خواجه مظفرالدین پتکچی مورخ 919ق، از «موضع الوفن که در تصرف ملک ابراهیم ابن ملک قاسم نالینی و شرکاست»[3] سخن به میان آمده است.

در سواد وقف‌نامه‌ی حاجی قاسمعلی الوفنی مورخ 1119ق، ایشان «شش دانگ قریه الوفن با شش مزرعه آب تسری دهنه شصت کلاته و ... وقف بر اولاد ذکور خود و بعد از انقراض بر اولاد اناث خود و بعد از انقراض ایشان بزوار امام علی بن موسی الرضا علیه اسلام و تولیت آن را در دوران حیات به خود و سپس به اولاد خود اختصاص داده است.»[4]

در گزارش نخبه سیفیه به سال 1276ق، و کتابچه‌ی اهالی مملکت آستراباد که به سال 1296ق، تهیه شد نامی از آلوفن یا علوفن نیامده است.

رابینو ضمن برشمردن «علوفن» به عنوان یکی از آبادهای‏های سدن رستاق در معرفی «یالو» آن را بلوکی با 35 قریه در گذشته معرفی می‏کند که «علوفن» از جمله آنها بوده‏ است.[5]

مکنزی از الوفه[6] به عنوان قریه‌ای از بلوک سدن رستاق نام برده  ولی در سفرنامه‌ی ملگونف از آلوفن نامی برده نشده است. در گزارش‌های حسینقلی مقصودلو (وکیل الدوله) و کتاب فرهنگ جغرافیایی آبادی‌های کشور جمهوری اسلامی نامی از الوفن، (علف) نیامده است.

از جمعیّت آلوفن تا پیش از سال 1385ش، اطلاعاتی در آمار رسمی موجود نیست و  آن چه از جمعیت این روستا  تا کنون در سرشماری نفوس و مسکن ایران ثبت شده، به این  شرح است: [7]

 

سال

خانوار

جمعیت

1385

65

297

1390

94

334

1395

86

256

 

تمام ساکنان آلوفن مسلمان و شیعه مذهبند. شغل آنها کشاورزی و دامداری است و نزدیک به صد هکتار زمین کشاورزی در این روستا وجود دارد.[8] مهاجرانی از سیستان و بلوچستان جمعیت روستا را تشکیل داده‌اند و از همین روی نام‌های خانوادگی لکزایی، توحیدی‌مقدم، بومری، چشک، معمر بابری، لکی برادران، قاسم‌زاده و خاک سفیدی است و زبان فارسی را با گویش سیستانی صحبت می‌کنند. روستای آلوفن دارای برق، آب لوله‌کشی و گاز است. آنها فرزندان خود را برای تحصیل به روستای کلو واقع در جنوب روستا می‌فرستند. قرار داشتن روستا در مسیر جاده آسفالته جنگل شصت‌کلا و گرگان موجب رونق آن شده است.

 

[1] سازمان نقشه برداری کشور

[2] . الو، علفی هرز با طعم بسیار تلخ است. (فرهنگ واژگان تبری، ج اول، ص131). همچنین فن به معنی باز، فریب‌کار و نیرنگ باز معنی شده است (همان، ج سوم ،ص1543). علاوه بر این از اَل (al) به عنوان درختی یاد می‌شود که دارای چوب محکمی است که از آن برای تهیه‌ی چماق، دسته‌ی تبر و غیره استفاده می‌کنند. (همان، ج اول، ص121). در همین زمینه، اَل چو، از اجزای خیش، چوبی که گردن حیوان اندازند و دسته چوبی خیش را به آن وصل کنند (همان، ص126) تا بگویند: ال چو، ال اله چو / لشکر کشنه سوی کوه

[3] . ستوده، (1377)، ص282.

[4] . همان، صص 2-381.

[5] . رابینو، (1383)، ص192.

[6] . مکنزی، (1359)، ص183.

[7] . مرکز آمار جمعیتی ایران

[8] . چشمک،(23/5/1402).  

 

منابع:

  • رابینو، یاسنت لوئی. (1383) مازندران و استرآباد. تهران شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.
  • سازمان نقشه برداری کشور. پایگاه ملی نام‏های جغرافیایی ایران. قابل دسترسی در: https://gndb.ncc.gov.ir
  • ستوده، منوچهر. (1377) از آستارا تا استارباد. ج6. تهران. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.
  • فرهنگ واژگان تبری. ج اول. 1381. تهران. انتشارات احیاء کتاب.
  • مرکز آمار ایران. درگاه ملی آمار. نتیجه سرشماری نفوس و مسکن. قابل دسترسی در:https://www.amar.org.ir
  • مرکز دانشنامه گلستان. (1402). گفت و گو با ام‌البنین چشمک (دهیار روستای آلوفن). (23/5).
  • مکنزی، چارلز فرانسیس. (1359) سفرنامه شمال. تهران. نشر گستره.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه