فوجرد
فوجرد
Fojerd
روستایی در دهستان استرآباد شمالی از بخش بهاران شهرستان گرگان، استان گلستان.
این روستا در 8 کیلومتری شمال شرق مرکز استان گلستان و در نقطهی ً2 َ54 °36 عرض و ً34 َ27 °54 طول جغرافیایی واقع شده است. ارتفاع این روستا از سطح دریا 9 متر است.[1]
«فوجرد» از سوی شمال به اراضی روستای اتراچال، از جنوب به روستای کماسی، از شرق به اراضی روستای آلوکلاته و از غرب به جاده گرگان و آق قلا و روستای محمدآباد محدود میشود.
برای رسیدن به این روستا باید 3 کیلومتر مسیر بزرگراه گرگان ـ آق قلا را طی کرد سپس وارد جاده شهر سرخنکلاته شد و پس گذراندن حدود سه کیلومتر، از حاشیه روستای کماسی به سمت شمال رفت.
نام این روستا در محاورات مردم این ناحیه «پوکِرد» خوانده میشود. «کِرد» یا «گرد» یا «جرد» پسوندی است که در نام بسیاری از شهرهای باستانی ایران آن را میتوان دید.
دهخدا معنای «کرد» را کار، عمل، فعل، کرده و کردار.[2]، و «جرد» را به معنای قلعه و حصار و شهر آورده است.[3] فارسنامه ناصری نیز «گرد» را به معنای شهر و «جرد» را معرب آن میداند.[4] و در فارسی این پسوند در نام شهرها و مکانها دیده میشود همچون دارابگرد، سوسنگرد، بروجرد. درباره دارابگرد میگوید، معنی آن به فارسی کار داراب (عمل داراب) است.[5]
روستای دیگری به نام «فوجرد» در بخش خلجستان، استان قم قرار دارد که بومیان آن را نیز پوگرد، یا پوکرد میخوانند.
شواهد بیانگر آن است این روستا از آبادیهای قدیمی ایالت استرآباد است، شاید به همین دلیل بوده که دروازه ورودی شمال شهر استرآباد، دروازه فوجرد شهرت داشت.
سهمی جرجانی از فردی به نام يوسُف بن موسى بن الحسين ابو يعقوب استرابادي فوكردي نام میبرد و «فوکرد» را قریهای در استرآباد معرفی میکند[6] سهمی مرگ یوسف بن موسی را جمادیالاخر سال 378 ذکر کرده است.[7] این نقل نشانه قدمت کهن روستایی به نام فوکرد یا همان فوجرد در این ناحیه است.
نام «فوجرد» در وقفنامه مشهور خواجه مظفر بتکچی مربوط به سال 919ق آمده و حدود آن را معرفی کرده است.[8] همچنین در وقفنامه دیگری به سال 940ق همه قریه فوجرد بر زوّار و ابناءالسبیل زوار حضرت رسول(ص) وقف شده است.[9]
در یک مصالحه نامچه سال 954ق مربوط به روستای علویکلاته (آلوکلاته) برای تعیین حدود این روستا از قریه «فوجرد» نام برده شده است.[10]
ملامحمدرضا فوجردی استرآبادی مشهور به رئیسالعلماء متولد سال 1240ق، از جمله علمای مشهور دوره قاجار ایالت استرآباد بود که متولد این آبادی است، وی در «حادثه ایشانی» سال 1284ق کشته شد و پس از آن به «رئیس شهید» مشهور شد.[11]
مکنزی قونسول انگلیس در شمال ایران بین سالهای 1858 تا 1860 م، در گزارش بازدید خود از استرآباد از «فوجرد» به عنوانی یکی از روستاهای بلوک استرآباد رستاق نام میبرد.[12]
میرزا ابراهیم در گزارش سفر خود به شمال ایران میان سالهای1276-1277، «فوجرد» را به عنوان یکی از روستاهای بلوک پنجم یعنی استرآباد رستاق بر شمرده است.[13]
جمعیت روستا در سال 1276ق، 60 خانوار و 306 نفر بود. ترکیب جمعیت «فوجرد» به این شرح ثبت شده است: مرد زندار 60 نفر، زن شوهردار 75 نفر، مرد بیزن 33 نفر، زن بیشوهر 19 نفر، پسر صغیر 55 نفر، دختر کبیر 20 نفر و دختر صغیر 44 نفر.[14]
ملکونف، جهانگرد روس، در سال1277ق، سفری به شمال ایران داشت. از «فوجرد» به عنوان یکی از روستاهای بلوک استرآباد رستاق ایالت استرآباد نام برده است.[15]
رابینو، مامور رسمی دولت بریتانیا در ایران، در سال1288ق، به استرآباد سفر کرد. وی «فوجرد» را از آبادیهای بلوک استرآباد رستاق معرفی کرده است.[16]
وضعیت این روستا در گزارش سال 1296ق اینگونه ثبت شده است: «فوجرد. خالصه دیوان اعلی. آب مشروب از رودبار زایندهرود است. کفاف زراعت را نمیدهد. ناور مخروبه دارد و در هذهالسنه قرار است که به اهتمام حضرت والا تعمیر شود. این قریه از قدیم خالصه و موروثی شاه شهید نورالله مرقده بوده، تعداد نفوس آن 126 نفر است»[17]
در گزارشات وکیلالدوله از درگیریهای اهالی روستا با مهاجمان ترکمن موارد فراوانی مخابره شده است.[18]
همچنین گزارشی مربوط به دیماه 1292ش از اجاره 30 ساله اراضی فوجرد به روسها خبر میدهد.[19]
در کتاب فرهنگ جغرافیایی ایران که در اوایل پهلوی اول منتشر شد، این آبادی از روستاهای دهستان استرآباد بخش مرکزی گرگان با 140 سکنه معرفی شده است. مذهب اهالی تشیّع و پیشهی آنها زراعت و گلهداری بود. محصولاتی همچون برنج، غلات در روستا کشت میشد. قنات مهمترین منبع فراهم کنندهی آب روستا به حساب میآمد. زنان روستا به پارچه بافی ابریشم مشغول بودند.[20]
آمار جمعیت این آبادی در دورههای مختلف سرشماری نفوس و مسکن ایران به این شرح است:[21]
سال |
خانوار |
جمعیت |
1335 |
* |
272 |
1345 |
101 |
467 |
1355 |
144 |
742 |
1365 |
187 |
1109 |
1375 |
219 |
1252 |
1385 |
298 |
1226 |
1390 |
345 |
1234 |
1395 |
326 |
1092 |
روستا در ناحیهی هموار و دشت قرار گرفته است.
منازل مسکونی روستا در سالهای اخیر نوسازی و با مصالح نوین ساخته شده و فقط تعداد محدودی خانههای قدیمی باقی نمانده است. اهالی بخش جنوبی روستا را بالامحله و بخش شمالی را پایین محله مینامند.
اکثر فوجردیها به زبان فارسی صحبت میکنند، مسلمان و شیعه مذهب هستند، و چند خانواده اهل سنت هم در این محل سکونت دارند. بیشتر آنان به کشاورزی و تعداد محدودی نیز به دامداری و کارگری مشغولاند. کشاورزان فوجرد در زمینهای کشاورزی روستا که حدود 850 هکتار است، محصولاتی همچون برنج، گندم، سویا، سیبزمینی و پنبه، ذرت و صیفی جات کشت میکنند. همچنین در این روستا حدود 150 هکتار باغات درختان مثمره از جمله مرکبات، آلو، هلو و .. قرار دارد. همچنین دو واحد دامداری صنعتی در این محل فعالیت میکند که بیش از900 راس گاو در آنها نگهداری میشود و محصولات دامی تولید میکنند.
از نامهای خانوادگی پرجمعیت روستا میتوان به شفیعی فوجردی، قاسمی و اسکندری اشاره کرد. در این روستا خانوادههای مهاجر سیستانی و تعدادی اتباع افغانستان نیز زندگی میکنند.
فوجرد از امکانات زیربنایی همچون آب آشامیدنی لوله کشی، برق، گاز، جاده آسفالت و تلفن بهرهمند است. خانهی بهداشت، مدارس ابتدایی و دوره اول دبیرستان، یک مسجد، زینبیه، بنا شده است.
مردم روستا در پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی ایران و عراق همچون سایر ایرانیان نقش داشتند. یک نفر از جوانان روستا در جنگ ایران و عراق به شهادت رسیدند.[22]
[1]. سازمان نقشه برداری کشور.
[2]. دهخدا، ذیلکَرد.
[3]. دهخدا، ذیلجرد.
[4]. رستگار فسایی،(1382) ج2، ص1306
[5] . یاقوت حموی، ۱۳۶۲، ص79.
[6] . سهمی جرجانی (1407)، ص 544.
[7] . سهمی جرجانی (1407)، ص 477.
[8]. ستوده، (بیتا). ج6. ص 275
[9]. ستوده، (بیتا). ج6. ص 308
[10]. ستوده، (بیتا). ج7. ص 65
[11]. دانشنامه گلستان،(1395)، ج2، ص42-45
[12]. مکنزی، (1359). ص184
[13]. میرزا ابراهیم، (1355). ص55.
[14]. قورخانچی، (1360). ص121.
[15]. ملکونف، (1364). ص147
[16]. رابینو، (1365). ص194.
[17]. ذبیحی، (1363).ص256.
[18]. مقصودلو، (1363). صص 64، 76، 121، 124، 134، 137، 183، 239، 255، 256، 258، 284، 540، 618، 627، 696، 708؛ 791، 802، 805، 823، 827.
[19]. مقصودلو، (1363). ص 382.
[20]. فرهنگ جغرافیایی ایران.(1329). ص205.
[21]. مرکز آمار ایران.
[22].شفیعی، حامد.(1/7/1402).
منابع:
- دانشنامه گلستان، (1395)، ج2. گرگان: بنام، 524ص.
- ذبیحی، مسیح.(1363).گرگاننامه. تهران: انتشارات بابک.296ص.
- رابینو،هـ ل.(1365). مازندران و استرآباد.(چاپ سوم). ترجمه: غلامعلی وحید مازندرانی. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. 371ص.
- رستگار فسایی، منصور، و فسایی، حسن بن حسن. ۱۳۸۲. فارسنامه ناصری. ۲ ج. تهران ایران: امير کبير.
- سازمان نقشهبرداری کشور، پایگاه ملی نامهای جغرافیایی ایران. قابل دسترسی از: https://gndb.ncc.gov.ir
- ستوده، منوچهر. ذبیحی، مسیح(بیتا). از آستارا تا استارباد.(ج6). تهران: انجمن آثار ملی. 722ص.
- ستوده، منوچهر. ذبیحی، مسیح(بیتا). از آستارا تا استارباد.(ج7). تهران: انجمن آثار ملی، 703 ص.
- سهمی جرجانی، ابوالقاسم حمزه بن یوسف، (1407)، تاریخ جرجان. بیروت: عالم الکتب.
- شفیعی، حامد. (1/7/1402)، (دهیار روستای فوجرد). مصاحبه با مرکز دانشنامه گلستان.
- فرهنگ جغرافیایی ایران (1329). (جلد سوم، استان دوم). تهران: دایره جغرافیایی ارتش. 332 ص.
- قورخانچی، محمدعلی.(نخبه سیفه)1360.به کوشش منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان. تهران: نشر تاریخ ایران. 153ص.
- مرکز آمار ایران. درگاه ملی آمار. نتیجه سرشماری نفوس و مسکن. قابل دسترسی از:https://www.amar.org.ir
- مقصودلو، حسینقلی. (1363). مخابرات استرآباد. (جلد1و2). به کوشش ایرج افشار و محمدرسول دریاگشت. تهران: نشر تاریخ ایران.1010ص.
- مکنزی، چارلز فرانسیس (1359). سفرنامه شمال. ترجمه منصوره اتحادیه. تهران: نشر گستره.
- ملکونف. گریگوری(1376). کرانههای جنوبی دریای خزر. ترجمه امیرهوشنگ امینی. تهران: کتابسرا.
- میرزا ابراهیم، (1355). سفرنامه استرآباد و مازندران و گیلان. به کوشش مسعود گلزاری. تهران: بنیاد فرهنگ ایران. 334ص.
- یاقوت حموی، یاقوت بن عبد الله، و پروین گنابادی، محمد. ۱۳۶۲. برگزیده مشترک یاقوت حموی. ۱ ج. تهران ایران: امير کبير.