خرید و دانلود مقاله

گوزن فارس


گوزن فارس

Goozan-e Fārs

روستایی در دهستان قرق از بخش بهاران شهرستان گرگان، استان گلستان.

این روستا در 25 کیلومتری شرق مرکز استان گلستان و در نقطه‌ی  ً53   َ55  °36 عرض و   ً58   َ37  °54  طول جغرافیایی واقع شده‌ و ارتفاع آن از سطح دریا 35 متر است.[1]

گوزن فارس از سوی شمال به عطا آباد، از جنوب به حسین‌‏آباد ملک، از شرق به درویش‌‏آباد و جهان آبادعلیا و از غرب به چنار قشلاق محدود می‌‏شود.

برای رسیدن به این روستا باید 22 کیلومتر مسیر بزرگراه گرگان ـ گنبد را طی کرد و از مجاور روستای نوده ملک 6 کیلومتر به سمت شمال در جاده عطا آباد پیش رفت.

درباره وجه تسمیه روستا در منابع موثق چیزی یافت نشد، اما روایتی در نزد اهالی مشهور است، که در گذشته اغلب اراضی این ناحیه جنگلی بوده و گاو وحشی زیادی وجود داشت، بسیاری از ساکنان این منطقه به شغل شکار «گاو» مشغول بودند و چون در گویش محلی به گاو، «گو» می‏‌گویند، «گو» «زن»، یعنی شکارچی گاو، لذا این محل به «گوزن» شهرت پیدا کرد و در منابع قبل از سده اخیر به این نام خوانده شده است، چون این قریه در مجاورت آبادی‏‌های ترکمن‏‌نشین قرار دارد، اما ساکنانش فارس بودند، در سده اخیر کلمه «فارس» به نام آن اضافه شد و «گوزن فارس» نام گرفت. در گذشته گاهی به روستای عطا آباد که در شمال گوزن فارس قرار دارد و ساکنان اولیه آن ترکمن هستند «گوزن ترکمن» گفته می‏‌شد.

 در نزد اهالی مشهور است که این روستا در مقطعی به علت دستبرد مداوم مهاجمین، به صورت کامل خالی از سکنه شد و اهالی آن در روستاهای دیگر پراکنده شده و جمعی از آنان به روستای «سدن» کوچ کردند، در اواخر دوره قاجار توسط اربابان محلی تعدادی از اهالی روستاهای دیگر به این محل آورده شده و روستای فعلی شکل گرفت. محل قبلی روستا که به «گوزن خرابه» مشهور است در شمال روستای فعلی واقع شده، تپه‏‌ای نیز در این محدوده و در کنار قبرستان قدیمی هست که به تپه «سیدپاک» شهرت دارد.

سابقه نام «گوزن» حداقل مربوط به اواسط قرن 12 هجری است، در کتیبه تکیه دباغان استرآباد مربوط به سال 1155ق، میرزا محمدباقر، قنات خود واقع در قریه «گوزن» را وقف تعزیه‌خوانی در این تکیه کرد.[2]

رابینو، مامور رسمی دولت بریتانیا در ایران، در سال1288ق، به استرآباد سفر کرد. وی گوزن را از آبادی‌‏های بلوک فخرعمادالدین معرفی کرده است.[3] همچنین در منابع دیگر اواخر قاجاریه «گوزن» از دهکده‌‏های بلوک فخرعمادالدین معرفی شده است.[4]

در کتاب فرهنگ جغرافیایی ایران که در اوایل پهلوی اول منتشر شد، این آبادی از روستاهای دهستان ملک بخش مرکزی گرگان با 75 سکنه معرفی شده، مذهب اهالی تشیّع و پیشه‌ی آنها زراعت و گله‌‏داری بود. محصولاتی همچون برنج، غلات، لبنیات، توتون سیگار در روستا کشت می‌شد. قنات مهمترین منبع فراهم کننده‌ی آب روستا به حساب می‌آمد. زنان روستا به پارچه بافی ابریشم و کرباس مشغول بودند.[5]

مصاحبه‌‏ای که در مرداد 1343 با عباسعلی ملک کدخدای 55 ساله گوزن فارس شد، وی از تبدیل زمین‌‏های جنگلی و نیمه جنگلی اطراف روستا در چند سال قبل از تاریخ مصاحبه سخن گفته و تعداد قنات‏‌های فعال روستا را 13 رشته اعلام کرده که 3 رشته آنها بیش از 30 سال قبل از آن حفر شده و 10 رشته در 30 سال منتهی به آن سال حفر شده است و دلیل افزایش تعداد قنوات را افزایش میزان زمین کشاورزی و سطح زیر کشت اعلام کرده است. در آن سال جنگل از سمت شرق حدود 3 کیلومتر با روستا گوزن فاصله داشت.[6]

آمار جمعیت این آبادی در دوره‌های مختلف سرشماری نفوس و مسکن ایران به این شرح است:[7]

 

سال

خانوار

جمعیت

1335

*

351

1345

165

840

1355

187

921

1365

245

1373

1375

278

1388

1385

310

1178

1390

356

1194

1395

342

1054

 

روستا در ناحیه‌‏ی هموار و دشت قرار گرفته است.

منازل مسکونی روستا در سال‌‏های اخیر نوسازی و با مصالح نوین ساخته شده‏ و فقط تعداد محدودی خانه‏‌های قدیمی باقی نمانده است. اهالی بخش جنوبی روستا را «بالاسرا» و بخش شمالی را «پایین‌‏سرا» می‏‌نامند. در این سال‌ها روستا از سمت شرق که  مسیر جاده اصلی ورودی است در حال توسعه است. بیشتر خانه‏‌های ساکنان در دو طرف دو خیابان اصلی که از جنوب به شمال و شرق به غرب کشیده می‌‏شود، ساخته شده‏‌اند.

ساکنان گوزن فارس به زبان فارسی صحبت می‏‌کنند، مسلمان و شیعه مذهب هستند، بیشتر آنان به کشاورزی و تعداد محدودی نیز به دامداری و کارگری مشغول‌اند. کشاورزان گوزن فارس در زمین‏‌های کشاورزی روستا که حدود 800 هکتار است، محصولاتی همچون گندم، کلزا، برنج، نخودفرنگی، گوجه فرنگی و باقلا کشت می‏‌کنند. همچنین در این روستا حدود 10هکتار باغات درختان مثمر از جمله آلو و هلو و .. قرار دارد.

دامداران گوزن فارس نیز دارای حدود 1000 راس گوسفند و 150 راس گاو هستند که انواع محصولات دامی و لبنی تولید می‌‏کنند.

بیشتر زمین‌‏های کشاورزی اهالی در شمال و شمال شرق این روستا واقع شده است که به این محدوده «قره قیز»[8] می‏‌گویند.

از نام‌های خانوادگی پرجمعیت روستا می‏‌توان به اورسجی، ملک، مزرعی، زینلی، تجری، حاجیلری، سنگدوینی و نعمتی اشاره کرد. در این روستا تعدادی خانواده‌‏های مهاجر سیستانی نیز زندگی می‏‌کنند که نام خانوادگی آنها خاشی، اشترک، گزمه و جهانتیغ است.

گوزن فارس از امکانات زیربنایی همچون آب آشامیدنی لوله‌کشی، برق، گاز، جاده آسفالت و تلفن بهره‌مند است. خانه‌ی بهداشت، مدارس ابتدایی و دوره اول دبیرستان، دو مسجد، فاطمیه، حسینیه و زینبیه، زمین ورزشی، خانه قرآن در آن بنا شده است.

مردم روستا در پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی ایران و عراق همچون سایر ایرانیان نقش داشتند.4 نفر از جوانان روستا در جنگ ایران و عراق و یک نفر از پرسنل نیروی انتظامی پس از جنگ به شهادت رسیدند.[9]

 

[1]. سازمان نقشه برداری کشور.

[2]. رابینو، (1365). ص277.

[3]. رابینو، (1365). ص194.

[4]. ستوده، (1377). ج5. ص 270

[5]. فرهنگ جغرافیایی ایران.(1329). ص263.

[6]. وخشوری، (بی‏تا). صص 58 و59.

[7]. مرکز آمار ایران.

[8]. کلمه ترکمنی و ترکی است به معنای دخترسیاه

[9].اورسجی، احمد.(24/7/1402).

 

منابع:

  • اورسجی، احمد (24/7/1402)، (دهیار روستای گوزن فارس). مصاحبه با مرکز دانشنامه گلستان.
  • رابینو،هـ ل.(1365). مازندران و استرآباد.(چاپ سوم). ترجمه: غلامعلی وحید مازندرانی. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. 371ص.
  • سازمان نقشه برداری کشور، پایگاه ملی نام‏های جغرافیایی ایران. قابل دسترسی از: https://gndb.ncc.gov.ir
  • ستوده، منوچهر. (1377). از آستارا تا استارباد.(ج5). تهران. انجمن آثار و مفاخرفرهنگی. 959 ص.
  • فرهنگ جغرافیایی ایران (1329). (جلد سوم، استان دوم). تهران: دایره جغرافیایی ارتش. 332 ص.
  • مرکز آمار ایران. درگاه ملی آمار. نتیجه سرشماری نفوس و مسکن. قابل دسترسی از: https://www.amar.org.ir
  • وخشوری، ابراهیم (بی‏تا). گرگان و دشت در چهل سال اخیر. تهران، اکونومیست.151ص.

 

 

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه