پالچقلی یموت
پالچقلی یموت Pālčoqli Yamut
روستایی واقع در دهستان پالیزان، بخش مرکزی شهرستان مراوهتپه، استان گلستان.
این روستا در 22 کیلومتری شرق شهرستان مراوهتپه در طول جغرافیایی 51ً 11َ °56 و عرض جغرافیایی 44ً 55َ °37 در ارتفاع 278 متری از سطح دریا قرار دارد.[1]
موقعیتهای جغرافیایی اطراف این روستا در محدودهای واقع شده است که از شرق به روستای قازنقایه و زمینهای لمیزرع تازهقزل محدود میشود، از غرب به منطقهی آلچکلی و روستای گواندر میرسد، از شمال با تپهماهورهای کمارتفاع و ناحیهی کچینلنگ یووردی هممرز است در جنوب نیز مانع طبیعی رودخانه اترک و روستای اللهنور قرار دارد.[2] در بخش جنوبی روستا، رودخانهی اترک بدون وجود پل جریان دارد و مسیر جادهی مواصلاتی به شهر نیز از همین ناحیه عبور میکند. همچنین وجود جادهی فرعی دو کیلومتری آسفالتنشده میان روستا و مسیر اصلی، موجب بروز مشکلات در رفتوآمد و دسترسی اهالی به مراکز شهری شده است.
دربارهی منشأ نام این روستا سند مکتوبی در منابع رسمی وجود ندارد. با این حال، برخی از اهالی بر این باورند که نام روستا از درهای به همین نام، یعنی «پالچقلی» گرفته شده است؛ درهای که از ارتفاعات پالیزان آغاز میشود و رودخانهای جاری در آن در محل استقرار روستا به رودخانهی اترک میپیوندد. روایتهای دیگری نیز در این زمینه وجود دارد. بر اساس یکی از این نقلها، خاک منطقه از چسبندگی فراوانی برخوردار است و در زبان ترکمنی به چنین خاکی «پالچق» گفته میشود؛ ازاینرو، نام روستا برگرفته از ویژگی طبیعی خاک این ناحیه دانسته میشود. روایت دیگر حاکی است که در هنگام عبور از رودخانهی اترک، گلولای فراوانی ایجاد میشده و همین امر سبب شده است که منطقه را «پالچقلی» بهمعنای «محل گل» بنامند. از آنجا که روستای دیگری نیز با همین نام وجود داشته است، برای تمایز میان آن دو و به اعتبار اینکه ساکنان این روستا از طایفهی یموت بودهاند، پسوند «یموت» به نام آن افزوده و در نتیجه «پالچقلی یموت» نامگذاری شده است. [3]
نام پیشین این روستا «آرقلار» بوده است. بنا بر یک روایت، نام روستا از نام یکی از بزرگان و بانیان آن به نام «خوجه آرق» گرفته شده است؛ نامی که هم به صورت «آرق» و هم به صورت «آرقلار» بر این محل اطلاق گردیده است. [4]
قدمت روستای پالچقلی یموت به حدود صد سال پیش بازمیگردد. در گذشته، سکونتگاه اولیهی اهالی در خاک ترکمنستان کنونی (که در آن زمان بخشی از اتحاد جماهیر شوروی بود) قرار داشت. در دورهای، حکومت شوروی اقدام به فراخواندن اجباری فرزندان این منطقه برای تحصیل در مدارس نمود. پس از مدتی، یکی از بزرگان و ریشسفیدان جامعه از دانشآموزان دربارهی آموختههایشان در مدرسه پرسوجو کرد. یکی از این دانشآموزان در پاسخ، این بیت شعر را خواند:
قومداکی کوشکلر قوریملی بایلر
دوور سیزدان گیدر، دورانا گلماز
شنیدن این بیت شعر، موجب احساس خطر در میان بزرگان شد و آنان را بر مهاجرت به ایران مصمم کرد. شواهد حاکی از آن است که اجداد و بزرگان روستا برای چندین سال، زندگی کوچنشینی و عشایری را بین ترکمنستان و ایران تجربه کردند. در نهایت، اوایل دههی 1300ش، تصمیم به سکونت در این سوی مرز گرفتند و ابتدا به روستای «آقتقهی» فعلی مهاجرت کردند. کمتر از شش ماه بعد، به حوالی موقعیت فعلی روستا نقل مکان کرده و به زندگی عشایری خود ادامه دادند. سرانجام، حدود سال 1305 خورشیدی، سکونت دائمی در این محل را پذیرفتند و روستای پالچقلی یموت شکل گرفت.[5]
زبان اصلی اهالی روستای پالچقلی یموت، ترکمنی است. از نظر مذهبی، تمام اهالی مسلمان، اهل سنت و پیرو مذهب حنفی هستند. اهالی این روستا همگی از ترکمنهای یموت، طایفه غراوی هستند. بر اساس تقسیمبندی طوایف یموت که توسط عسگری خانقاه ارائه شده است، این طایفه به سه گروه اصلی «ویس»، «شرپ» و «چونی» تقسیم میشوند. طایفهی «شرپ» خود شامل چهار گروه فرعی است که عبارتند از: «دیهجی»، «سردار»، «غراوی» و «بهلکه». اهالی روستای پالچقلی یموت، عضوی از گروه «غراوی» محسوب میشوند.[6] نامهای خانوادگی رایج در میان اهالی روستا که همگی از طایفهی غراوی هستند، عبارتند از: اوغلیغراوی، قربانیغراوی، اونقغراوی، گلدیزاده غراوی و نازیغراوی.
در گذشتههای دور، اقتصاد اهالی روستای پالچقلی یموت عمدتاً بر پایهی زراعت و گلهداری استوار بوده است. در آن دوران، دامداری به عنوان شغل اصلی اهالی محسوب میشد. اما امروزه، کشاورزی در اولویت اصلی فعالیتهای اقتصادی روستا قرار گرفته است. حدود 250 هکتار از اراضی روستا به زیر کشت محصولات کشاورزی میرود. محصولات اصلی که در این روستا کشت میشوند شامل گندم، جو و هندوانه است. در سالهای نهچندان دور، کشت پنبه نیز در روستا رواج داشت، اما امروزه این کشت کاملاً از بین رفته است. در گذشته، در حاشیهی رودخانهی اترک، کشت شالی نیز رواج داشته است. با این حال، به دلیل مدیریت منابع آبی در سالهای اخیر، این نوع کشت محدود شده یا متوقف گردیده است. دامداری نیز یکی از ارکان اصلی معیشت اهالی بوده است. اما خشکسالیهای اخیر، گرانی علوفه و فقر منابع طبیعی، منجر به تقریباً نابودی این شغل شده است. با وجود این چالشها، افراد معدودی همچنان به دامداری در کنار کشاورزی مشغول هستند. در حال حاضر، تعداد دامهای روستا حدود 200 راس گوسفند و بز و 150 راس گاو تخمین زده میشود. از فرآوردههای دامی مانند شیر، ماست، روغن محلی و گوشت برای مصارف شخصی و گاهی فروش استفاده میشود. پوشش گیاهی روستای پالچقلی یموت با چالشهای جدی روبرو است. در حال حاضر، تعداد درختان سرسبز در روستا بسیار اندک و به تعداد انگشتان دست میرسد. این وضعیت ناشی از ترکیبی از عوامل نامساعد محیطی است.[7]
یکی از مناطق دیدنی و بالقوه برای جذب گردشگر در روستای پالچقلی یموت، چشمهی دامدامی است. این چشمه علاوهبر برخورداری از آب، در سایهی درختان مناسبی قرار گرفته که فضایی دلپذیر و تفرجگاهی را برای بازدیدکنندگان فراهم میآورد.
آداب و رسوم اهالی روستای پالچقلی یموت، همچون سایر ترکمنها، با برگزاری مراسمهای گوناگونی همراه است. از مهمترین این مراسمها میتوان به طوی (عروسی)، عید قربان و عید فطر، اقامه نماز تراویح، مولودخوانی، مراسم یارمضان و آقآش اشاره کرد که با حفظ ریشههای فرهنگی اجرا میشوند.
در زمینهی هنر و صنایع دستی، مردان هنرمند روستا با ساخت وسایلی چوبی مانند قاشقچوبی (چمچه)، پارو، ایگ (نوعی سوزن بزرگ)، و کرکه (وسیلهای برای تمیز کردن غلات) مهارت خود را به نمایش میگذارند. در میان زنان و دختران نیز، صنایع دستی از قدمتی دیرینه برخوردار است و هنرهایی چون فرشبافی، نمد مالی و تایخادوزی (نوعی سوزندوزی) رواج داشته است. فرهنگ غذایی روستای پالچقلی یموت غنی و متنوع است و شامل مجموعهای از غذاهای محلی سنتی میشود که بخشی جداییناپذیر از هویت فرهنگی منطقه را تشکیل میدهند. در میان این غذاها، نامهایی چون اونآش، شولا، غاراچورفا، چکدرمه، قورما، سویتلیآش، قولاق و پشمه به چشم میخورند. از جمله بازیهای بومی و محلی که در سالهای گذشته رواج داشته و امروز بسیار کمرنگ و حتی فراموش شده میتوان به بازیهای بومی و محلی، چوررگ، اوقیای، گلیمپرچک، آششیق، چلیک، چیش و ... اشاره کرد. اما بازی و سرگرمی بزرگ که بیشتر در مراسمهای عروسی برگزار میشد یوزگ نام داشت. در بین دختران و زنان نیز تاببازی (ساللانجاق)، آیترک، گونترک، اویجگ، گِلبازی (پالچق) اشاره کرد.[8]
در حال حاضر نیز، بخش قابل توجهی از منازل مسکونی اهالی روستای پالچقلی یموت با استفاده از مصالح ساختمانی بومی و سنتی، یعنی کاهگل، ساخته شدهاند. این روش ساخت، که ریشه در معماری سنتی منطقه دارد، همچنان در برخی از خانهها مشاهده میشود. با این حال، در سالهای اخیر شاهد تحولاتی در این زمینه بودهایم. ساخت خانههای آجری با استفاده از سقفهای ایرانیت و ایزوگام رواج یافته است. روند مدرنسازی ساختمانها تا جایی پیش رفته که امروزه، ساخت و سازها تحت نظارت مهندسین صورت گرفته و با استفاده از شناژ و میلگرد، مطابق با استانداردهای فنی و مهندسی روز انجام میشود.
بر اساس آخرین اطلاعات موجود، در حال حاضر روستای پالچقلی یموت میزبان 35 خانوار با جمعیتی بالغ بر 157 نفر است.[9] اولین آمار مکتوب ثبت شده از جمعیت این روستا به سال 1329 هجری شمسی بازمیگردد که در آن زمان، جمعیت روستا 20 نفر بوده است.[10] نتایج سرشماریهای رسمی نفوس و مسکن کشور، روند تغییرات جمعیتی این روستا را به شرح زیر نشان میدهد:[11]
|
سال |
خانوار |
جمعیت |
|
1335 |
* |
* |
|
1345 |
10 |
54 |
|
1355 |
10 |
100 |
|
1365 |
14 |
88 |
|
1375 |
17 |
109 |
|
1385 |
24 |
120 |
|
1390 |
27 |
136 |
|
1395 |
30 |
130 |
تاریخچه بنای مساجد در روستای پالچقلی یموت به حدود سال 1350 ش بازمیگردد، که اولین مسجد روستا در این سال پایهگذاری شد. پیش از احداث این بنا، اهالی روستا نمازهای خود را به صورت جماعت در منزل یکی از اهالی و همچنین در مراتع اقامه میکردند. در آن دوره، امام جماعت روستا اقدام به تاسیس مکتبخانهای نیز نموده بود. با گذشت زمان، ساختمان اولیه مسجد که به صورت گِلی ساخته شده بود، تخریب گردید و سازهای جدید جایگزین آن شد. این ساختمان نیز پس از مدتی، تخریب و در نهایت در سال 1387 ش، بنای فعلی مسجد با نام مسجد قوچاملا احداث گردید.[12].
این روستا مدتها فاقد مدرسه بود و دانشآموزان برای کسب علم و دانش مجبور بودند به روستای قوشهتپه مراجعه کنند. تا اینکه در مهر ماه سال ۱۳۵۷ ش، پای اولین معلم به این روستا باز شد. در آن زمان، فضای آموزشی مناسبی وجود نداشت و دوازده دانشآموز در منزل شخصی یکی از اهالی روستا، بر روی نمد تحصیل میکردند.[13]پس از آن، با همکاری و مشارکت اهالی روستا، اولین ساختمان آموزشی از مصالح گِلی ساخته شد که سالها به عنوان مکانی برای تحصیل دانشآموزان مورد استفاده قرار گرفت. این مدرسه تا سال ۱۳۸۱ ش، به کار خود ادامه داد، تا اینکه مدرسه دو کلاسه فعلی ساخته شد. از جمله امکانات دولتی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در این روستا به وجود آمد، میتوان به برق (سال ۱۳۶۱)، گازرسانی (سال ۱۳۹۶)، جاده آسفالتی و یک جاده فرعی دو کیلومتری، و همچنین آبرسانی لولهکشی از چشمه کرسنآقا با مشارکت اهالی و حمایت دولت اشاره کرد.[14]
[1] سازمان نقشهبرداری کشور.
[2] گلدیزادهغراوی و گلدیزادهغراوی. (1403).
[3] گلدیزاده غراوی و اوغلیغراوی. (1403).
[4] کوسهغراوی. (1403).
[5] گلدیزاده غراوی. (1403).
[6] عسگری خانقاه و کمالی. (1384). ص 61.
[7] گلدیزاده غراوی و اوغلیغراوی. (1403).
[8] گلدیزاده غراوی، اوغلیغراوی و کوسهغراوی و جوهری. (1403).
[9] گلدیزادهغراوی. (1403).
[10] ستاد ارتش ایران. (1329). ،ص 61.
[11] مرکز آمار ایران
[12] گلدیزادهغراوی و قربانیغراوی. (1403).
[13] امینی، (1403).
[14] گلدیزاده غراوی، اوغلیغراوی. (1403).
منابع:
- سازمان نقشهبرداری کشور، پایگاه ملی نامهای جغرافیایی ایران. قابل دسترسی از: https://gndb.ncc.gov.ir
- ستاد ارتش ایران. (1329). فرهنگ جغرافیایی ایران. تهران: انتشارات دایره جغرافیایی ستاد ارتش.
- عسگری خانقاه، اصغر و کمالی، محمدشریف. (۱۳۷۴). ایرانیان ترکمن. تهران: اساطیر.
- فجوری، ستاربردی. (1384). مراوهتپه در آئینهی زمان. گرگان: نشر فراغی.
- فجوری، ستاربردی. (1402). روزشمار تاریخ استرآباد و ترکمنصحرا. گرگان: نشر بنام.
- فجوری، ستاربردی. (1403، 13 دی). گفتوگوی شخصی با حاجیمحمد اوغلیغراوی.
- فجوری، ستاربردی. (1403، 13 دی). گفتوگوی شخصی با دردینیاز کوسهغراوی.
- فجوری، ستاربردی. (1403، 13 دی). گفتوگوی شخصی با عافیه جوهری.
- فجوری، ستاربردی. (1403، 13 دی). گفتوگوی شخصی با محمد گلدیزادهغراوی (دهیار روستا).
- فجوری، ستاربردی. (1403، 13 دی). گفتوگوی شخصی با نورآقا گلدیزاده غراوی.
- فجوری، ستاربردی. (1403، 20 دی). گفتوگوی شخصی با محمد امینی (اولین معلم روستا).
- فجوری، ستاربردی. (1403، 20 دی). گفتوگوی شخصی با محمد قربانیغراوی.
- مرکز آمار ایران. درگاه ملی آمار. نتیجه سرشماری نفوس و مسکن. قابل دسترسی از:https://www.amar.org.ir