کردکوی / شهر
کردکوی/ شهر
Kordkuy City
مرکز شهرستان کردکوی.
شهر کردکوی در 54 درجه و 6 دقیقه طول شرقی و 36 درجه و 47 دقیقه عرض شمالی، به ارتفاع 50 متر بالاتر از سطح دریا قرار دارد. این شهر 3/8 کیلومتر مربع وسعت داشته و حدود 1/09 درصد از مساحت کل شهرستان را به خود اختصاص داده است.
کردکوی کنونی روستایی بوده که در گذشته «کردمحله» یا «کارد مله» خوانده میشد. دربارهی پیشینه این شهر اطلاع چندانی در دست نیست. بازماندگان شهر تمیشه، پس از ویرانی آن، به سمت شرق کوچ کردند و اندکی دورتر از چهارکوه، در مسیر پازکی و پلنگپا ساکن شدند و روستاهای بن کلاته، پلنگپا، توسکایش و بالابلوک را تشکیل دادند.
اهمیت یافتن شهر اشرف ( بهشهر) پس از استقرار حکومت صفوی (907ق)، شاهان صفوی را بر آن داشت تا با کوچاندن جمعی از ترکان و کردان به نواحی شمال ایران، امنیت آن شهر را در برابر حملات تاتارها و ازبکان و... حفظ کنند. از این رو، طایفههایی از کردها را به این ناحیه و خراسان کوچاندند. ایلات تبعیدی عبارت بودند از: شاهدلو، زعفرانلو، کیوانلو و امانلو. شاهعباس، نخست قصد کوچ دادن 40/000 خانوار را داشت، اما به واسطهی مقاومت سران برخی از این طایفهها، عدهی مهاجران به 15 هزار خانوار کاهش یافت.
این ایلات، به واسطهی ارائه خدمات نظامی در کوهستانها و جلگههای بین استرآباد و چناران، از جمله دفاع از نقاط مرزی و تأمین نیروی انسانی قوی شاهان صفوی، از دادن مالیات معاف بودند.
کردهای مهاجر کردمحله و زاغمرز بهشهر توانستند به خوبی از عهدهی محافظت از شهر اشرف برآیند. بعدها با تشکیل کردآباد (کردمحله)، این مکان به صورت سدی در مقابل راهزنان درآمد و آرام آرام سبب رونق این آبادی شد.
چارلز فرانسیس مکنزی که در بهمنماه 1237 ش به ایران سفر کرد، اشاره میکند: «از زمان شاهاسماعیل، عدهای از کردستان به این منطقه منتقل شدند.»
دمرگان در مورد کردمحله قدیم مینویسد: «کردمحله دَه سکون از کردهای تبعید شدهی قدیم، که امروزه به لهجهی مازندرانی تکلم میدارند.» مؤلف کتاب تاریخ رامیان، از مهاجرت کردهای جهان بیگلو به منطقهی کردمحله سخن میگوید: «کردمحله در حقیقت بازماندگان همان کردان مسلحی بودند که به صورت ایلی، از زمان صفویه به شمال شرقی ایران کوچ داده شدند تا بتوانند در برابر سواران مسلح طوایف مختلف ترکمان ایستادگی کرده و راه تهاجم آنان به دو ایالت «خراسان و استرآباد» را سد نمایند.»
کردان مهاجر بیشتر در منطقهی قوچان و بجنورد مستقر شده بودند، بقیه را هم در سرحدات شمالی سراسر خراسان و استرآباد تا مازندران و گیلان مستقر کردند.
نام شهر کردکوی (روستای کردمحله) از زمان قاجاریه در متون تاریخی آمده است، از جمله در کتاب ناسخ التواریخ و کتاب افضل التواریخ، که از نزدیکی و مراودات اهالی کردمحله با خاندان قاجار اطلاع میدهد.
محمدعلی قورخانچی (صولت نظام) در نخبهی سیفیه مینویسد: «کردمحله قصبهای است در بلوک سدنرستاق و دارای دکاکین و چند حمام و مسجد است و تقریباً شش هزار نفر سکنه دارد. مردمش بالذات شجاع و جنگی و به واسطه همجوار بودن با طایفه جعفربای یموت، همیشه با آنها در زد و خوردند و دهات اطراف هم در مواقع کشمکش، بدون اظهار از آنها حمایت میکنند و سوار دولتی هم از کردمحله مطابق بنیچه گرفته میشود.»
به نظر میرسد اهالی روستاهای توسکایش، الوندکیا، بنکلاته، پلنگپا، بالابلوک و ملاکیله و ... قبل از دورهی قاجار، به روستای قدرتمند و مردمان کردآبادی که یک دوره «کردخیل» هم گفته میشد، پیوستند.
امنیت روستای کردمحله از نظر داشتن تفنگدار و برخورد با هجوم قوم ترکمن، نزدیکی این روستاها به یکدیگر و امنیت کشاورزی و دامداری و ازدواجهای فامیلی، سبب شد که این روستاها تجمیع شوند و با شهرت کردمحله از نظر امنیت و داشتن مردم شجاع و دستههای تفنگچی و خانهای بانفوذ در دربار سلاطین زندیه، افشاریه و قاجاریه، نام آن پرآوازه شد و بقیه روستاها به کردمحله پیوستند. این اتفاق باید در اوایل دورهی قاجار رخ داده باشد، زیرا در منابع متعلق به اواخر دورهی قاجار، نامی از این روستاها (الوند کیا، توسکایش، بالاپلنگ و ...) در لیست بلوک سدن رستاق وجود ندارد.
«کردمحله» مرکز بلوک سدن رستاق بود که در عصر قاجار، تا دورهی رضاشاه و پس از آن نیز به این نام خوانده میشد. این بلوک در غرب شهر استرآباد قدیم (گرگان کنونی) واقع بود و تا بلوک انزان (بندرگز) ادامه داشت و روستاهای بسیاری را دربرمیگرفت. کردمحله در دورهی قاجار رونق داشت و این موضوع در یادداشت جهانگردان و سفرنامهنویسانی که در این دوره از این منطقه بازدید کردند، کاملاً روشن است. مکنزی، از رئیس کردمحله به نام رضاقلیخان که توابع سدن رستاق را مدیریت میکرد، خبر میدهد و میگوید: «مالیات آن 1000 تومان است و 3 محله دارد. خانه رئیس آن با آجرهای «خراب شهر» ساخته شده است، ولی سایر خانهها بنای مطلوبی ندارد.» وی کردکوی را داری 970 خانوار و دارای یک حمام، 3 مسجد، 15 دکان، 800 تومان مالیات و 130 نفر تفنگچی میداند .
ملگونف که در سالهای 1858-1860م از کردمحله دیدن کرد، مینویسد: «کردمحله که 4 دیه همسایهی اوست: 1. بالاپلنگ یا بالا بلوک که چاپارخانه آنجاست. 2. سالیکنده 3. توسکایش 4. ولاغوز یا شیرداربن»
وی کردمحله را دارای 3 مسجد، 15 دکان و 970 خانوار «در 4 ده» اعلام کرده که در حال حاضر، روستاهای بالابلوک، توسکایش و ولاغوز متصل به کردمحله هستند.
بهلر فرانسوی، در زمان ناصرالدین شاه، اقامت بسیار کوتاهی در کردمحله داشته و مینویسد: «آنجا مشتمل است بر 350 خانوار و به قدر نیم فرسخ از دریا فاصله دارد و برابر صحرای ترکمان واقع است که اغلب ترکمانان، از این قریه آذوقه میخرند.»
کردمحله در دورهی قاجار، در کنار رودخانهی قرهسو، بندر کوچکی به نام ملاکیله داشته که اهالی کردمحله، هیزم، زغال، برنج و سایر موارد مصرفی را به اهالی ترکمن میدادند و به جای آن، نفت، ماهی و خربزه خریداری میکردند. کردمحله در دورهی قاجار تا اوایل دورهی پهلوی اول، پنج دسته تفنگچی داشت که هر کدام از دستهها توسط خانهایی اداره میشدند و در مواقع لزوم، به کمک دولت میرفتهاند.
اخبار زیادی از دورهی قاجار در کتاب مخابرات استرآباد، در مورد نزاع و درگیری با ترکمنان آمده است. در دوره مشروطیت، اهالی کردمحله با تشکیل انجمن، در انقلاب مشروطه نقش داشتند. آنها پس از ورود محمدعلی شاه معزول به استرآباد، با وی همکاری کردند. کردمحله در دورهی پهلوی اول، رشد چندانی نداشته است.
در تقسیمات کشور در سال 1316ش، کردمحله به مرکز بخش سدن رستاق غربی تبدیل شد، سپس در سال 1317، فرهنگستان ایران، نام کردکوی را بر آن نهاد. در تاریخ 17/7/1328، اولین حکم سرپرست شهرداری به نام لطفالله بنیعقیل توسط فرماندار گرگان صادر شد. همچنین در 18/7/1359، بر اساس مصوبه هیأت وزیران، کردکوی به شهرستان تبدیل شد.
کردکوی در طول زمان، مهاجرین بسیاری داشته است. این مهاجرین به دو گروه تاریخی با قدمت طولانی و مهاجرین جدید که از سالهای 1345ش به بعد به این سرزمین مهاجرت کردهاند، تقسیم میشوند.
از گروه مهاجرین تاریخی، میتوان به کردها و ترکها اشاره کرد که از دورهی صفویه تا قاجاریه به این منطقه کوچانده شدند. از مهاجرین جدید میتوان سیستانیها، شاهرودیها، کاشمریها، سبزواریها و هزارجریبیهای مناطق کوهستانی استانهای مازندران و گلستان را نام برد.
آمار رسمی جمعیت کردکوی از سال 1276ق (دورهی حکومت ملک آرا) در استرآباد تاکنون به شرح زیر است:
سال جمعیت (نفر)
حکومت ملکآرا (1276ق) 2354
بر اساس نامه مسئولین شهر به مجلس 1328 ش 8000
آمار دولتی 1329 8000
سرشماری 1335 9855
سر شماری 1345 11321
سرشماری 1355 14745
سرشماری 1365 21014
آمار سازمان مدیریت 1370 24338
سرشماری 1375 26492 سرشماری 1385 29352
سرشماری 1390 36260
تراکم نسبی جمعیت در این شهر در سال 1390 برابر با 82/82 نفر در هر کیلومتر مربع بوده است. این شهر از نظر جمعیت در بین 14 مرکز شهرستان، رتبهی نهم را دارد.
رشد جمعیت در سالهای 1345 و 1390 در مقایسه با سالهای دیگر، رشد غیرمتقارن را نشان میدهد که رشد فزایندهی مهاجرت اقوام سیستانی به شهر کردکوی در سالهای 1345 و پیوستن روستای ولاغوز به شهر کردکوی در سال 1390، سبب رشد نامتعارف جمعیت این شهر شده است.
همهی اهالی کردکوی، مسلمان و شیعه دوازده امامی هستند. مردم این شهر به تبری صحبت میکنند.
پایهی اقتصاد کردکوی، کشاورزی و صنایع وابسته به آن است، به طوری که در کشت و تولید برخی از محصولات کشاورزی، از جمله سویا، گندم، برنج، پنبه و کلزا جزو تولید کنندگان مهم استان محسوب میشود.
تولید محصولات باغی، از جمله پرتقال و نارنگی، محصولات باغی تابستانه همانند هلو، شبرنگ، شلیل، کیوی و سایر محصولات باغی در چند سال اخیر، رشد فزایندهای داشته، تا جایی که مازاد آن، به سراسر کشور و حتی به کشورهای دیگر صادر میشود. به دلیل وجود خاک حاصلخیز، منابع آب فراوان و تنوع اقلیمی، انواع محصولات زراعی و باغی در این شهر تولید میشود.
عرضه و فروش محصولات دامی نیز بخش عمدهای از درآمد بسیاری از مردم کردکوی است. از نظر تولید دام زنده و گوشت، شیر و سایر فرآوردههای لبنی، کردکوی جزو شهرهای تولید کنندهی عمده استان به شمار میرود.
شهر کردکوی دارای آبشارهای دوآب، هفت طبقه و پارک جنگلی امام رضا(ع) است.
کردکوی دارای چهار بقعه متبرکهی امامزاده علی (ع)، امامزاده مجید (ع) امامزاده محمد و امامزاده محمد بن موسی (ع) است.
امکانات این شهر عبارتند از: حدود 50 باب مدرسه و 4 دانشگاه (پیام نور، آزاد اسلامی، دانشکده امام علی (ع) و دانشکده غیرانتفاعی کمیل).
…
منابع:
• آمارنامه استان گلستان. (1390). گرگان: استانداری گلستان.
• اداره كل آمار و اطلاعات استانداري گلستان. (1390). سالنامه آماری استان گلستان 1388. گرگان: ريحاني.
• افضلالملک، میرزاغلامحسین. (1361). افضلالتواریخ. (به کوشش منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان). تهران: تاریخ ایران.
• بهلر. (1356). سفرنامه بهلر (جغرافیای رشت مازندران در زمان سلطنت ناصرالدين شاه قاجار). (به کوشش علیاکبر خداپرست). مشهد: توس.
• پاپلی یزدی، محمدحسین. (1367). فرهنگ آبادیها و مکانهای مذهبی كشور. مشهد: بنياد پژوهشهاي اسلامي استان قدس رضوي.
• جعفری، قربانعلی. (1389). جغرافياي تاريخي شهرستان كردكوي. پایان نامه کارشناسی ارشد چاپ نشده. دانشگاه آزاد شاهرود.
• جعفری، قربانعلی. (1392). جغرافیای تاریخي کردکوی. (با همكاري ابوالحسن شهواري). گرگان: نوروزی.
• حسینی گرگانی، میرتقی. (1378). فرهنگنامه مفاخر استرآباد و جرجان (جلد 2). گرگان: پیک ریحان.
• دمرگان، ژاك. (1338). هيئت علمي فرانسه در ايران: مطالعات جغرافيايي. (ترجمه كاظم وديعي). تبريز: چهر.
• ذبیحی، مسیح. (1362). گرگاننامه. (به كوشش ايرج افشار). تهران: بابك.
• سعیدی، محمدعلی. (1364). تاریخ رامیان و فندرسک. [بيجا]: مؤلف.
• کرزن، جرج، ن. (1367). ایران و قضیه ایران. (ترجمه غلامعلی وحید مازندرانی). تهران: علمی و فرهنگی.
• لسانالملك سپهر، محمدتقی. (1377). ناسخ التواریخ تاريخ قاجاريه (جلد اول). (به اهتمام جمشیدکیانفر). تهران: اساطیر.
• معطوفی، اسدالله. (1384). انقلاب مشروطه در استرآباد (جلد اول). تهران: حروفیه.
• مقصودلو، حسینقلی (وکیلالدوله). (1363). مخابرات استرآباد (جلد اول). (به کوشش ایرج افشار و محمدرسول دریاگشت). تهران: تاریخ ایران.
• مکنزی، چارلز فرانسیس. (1359). سفرنامه شمال: گزارش چارلز فرانسيس مكنزي اولين كنسول انگليس در رشت از سفر به مازندران و استرآباد. (ترجمه منصوره اتحادیه). تهران: گستره.
• ملگونف، گریگوری. (1376). کرانههای جنوبی دریای خزر يا استانهاي شمالي ايران. (ترجمه امیر هوشنگ امینی). تهران: کتابسرا.
• نوبان، مهرالزمان. (1376). نام مکانهای جغرافیایی در بستر زمان. تهران: انتشارات ما.