بق قجه پایین
بققچۀ پایین / Boqqače-ye Pāyin
روستایی واقع در دهستان گلیداغ، بخش گلیداغ، شهرستان مراوهتپه، استان گلستان.
این روستا در ۷۲ کیلومتری جنوب شهرستان مراوهتپه واقع شده و در طول جغرافیایی 55ً 49َ °55 و عرض جغرافیایی 33ً 37َ °37، با ارتفاع ۴۸۸ متر از سطح دریا قرار دارد.[1]
این روستا در مسیر جاده گلیداغ به دوراهی چاتال قرار دارد و از جمله روستاهایی است که در دامنه کوه واقع شده است. روستای قبل از این روستا، قزلاتاق و روستای بعدی بُقجه بالا نام دارد. موقعیتهای جغرافیایی اطراف روستا عبارتند از: در شمال، ارتفاعات داغدانلی، یاریمدفه و صفرقلینینگ کووی؛ در شرق، روستای بُقجه بالا و سُملی دره؛ در جنوب، شاروو دره، قارقن دره و روستای قوشهسو؛ و در غرب، قوری دره، عوضبردی ایشانینگ درهسی، حبلک و روستای قزلاتاق.[2]
در گذشته، روستا را داشلیالوم مینامیدند. وجه تسمیه این نام برگرفته از موقعیت جغرافیایی محل اسکان قبلی اهالی است؛ این مکان، گذرگاهی سنگلاخی بر روی رودخانه بوده که در زبان ترکمنی «الوم» نامیده میشود و به همین دلیل، روستا را «داشلیالوم» به معنای گذرگاه سنگلاخی نامیدند. اما نام روستا امروزه به بُقجه پایین تغییر یافته است. این نام برگرفته از طوایف ساکن در روستا است و در اصل به معنی «بگخوجه» میباشد که به صورت «بُقجه» نوشته شده است. بُقجه پایین زیرشاخهای از طایفه قایی گوکلانهای ترکمن به شمار میرود.[3]
بررسی پیشینه روستا نشان میدهد که پیشینیان آن سبک زندگی کوچنشینی و عشایری داشته و در مکانهایی که برای چرای دام مناسب بود، بهطور دائم جابجا میشدند. اهالی سالها در داخل همین دره یا جلگه چیغلیق زندگی کرده و حدود یکصد سال پیش سکونت دائمی را برگزیدند. این روستا نیز مانند دیگر روستاهای این جلگه، در پاییز سال ۱۳۰۴ش مورد تاختوتاز نیروهای رضاخان به فرماندهی جانمحمدخان دولو قرار گرفت و اهالی از مقابل نیروهای نظامی فرار کرده و مدتی را در آوارگی سپری کردند. بالاخره اهالی سکونت در کنار رودخانه را پذیرفتند و این سکونت تا سال ۱۳۸۴ش ادامه داشت. پس از وقوع سیل و اجرای طرح جابجایی روستاهای کنار رودخانه، این روستا نیز به محل کنونی منتقل و مستقر شد. این سیل در تاریخ ۹ مرداد ۱۳۸۴ش رخ داد و جان بسیاری از افراد را گرفت. بارش شدید و جریان سریع سیل موجب غافلگیری اهالی شد؛ بهگونهای که شاعر بایمحمد قلیچی در یکی از سرودههای خود به این واقعه اشاره کرده است.
قطرهلر قاینادی دامجلر جوشدی/ گویا دونیانینگ قهری بیر یره اویشدی[4]
زبان اهالی این روستا ترکمنی است. همه ساکنان مسلمان، اهل سنت و پیرو مذهب حنفی هستند و از ترکمنهای طایفه گوکلان و تیرههای بُقجه و قودنه به شمار میروند. قورخانچی در تقسیمبندی طوایف ترکمن، گوکلانها را به دو گروه حلقهداغلی و دودرغه تقسیم میکند و در گروه حلقهداغلی، بوقاجه غائی را از طایفه غائی معرفی میکند. وی همچنین در همین اثر، تیره قودنه را زیرشاخهای از طایفه غائی و وابسته به شاخه ارککلو دانسته است. [5]
نامهای خانوادگی رایج در این روستا عبارتند از: پرویزی، رضوان، حسنزاده، ربانی، ربانیزاده، امامی، قرهپور، دُری، بهرامزاده، مرادی، قلیزاده، قبادینیا، رستگار، عطایی، ممیزاده و ترشانی.
غالب اهالی روستا به کشاورزی و دامداری اشتغال دارند. دامهای روستا شامل حدود ۳۰۰ رأس گوسفند، ۷۰۰ رأس بز و ۷۰ رأس گاو است که از گوشت و فرآوردههای لبنی آنها استفاده میشود. همچنین با فروش بره و گوساله، بخشی از درآمد ساکنان تأمین میگردد. باغداری در سالهای اخیر در روستا رواج یافته است و ناصر حسنزاده حدود ۱۵ هکتار باغ انار احداث کرده است. سایر اهالی نیز بهصورت محدود و در مقیاس باغهای خانگی فعالیت دارند که شامل درختان آلو، انجیر، انار، گردو و انگور میشود. چند سال پیش، اعضای شورای اسلامی و دهیار روستا با مشارکت مردم حدود ۳۰۰ اصله درخت توت در کنار خیابانهای اصلی روستا کاشتند که امروزه علاوه بر افزایش زیبایی محیط، برگ آنها نیز مورد استفاده قرار میگیرد.[6]
با توجه به تجربه زندگی عشایری، اهالی در گذشته در آلاچیقها زندگی میکردند و بعدها خانههای ثابت تحت عناوین کُومه و چاتمه ساختند. در ادامه، خانههای گِلی ساخته شد و تا امروز، بهویژه پس از جابجایی در چارچوب طرح سیل سال ۱۳۸۴ش، بیشتر منازل به صورت آجری و زیر نظر مهندسان بنیاد مسکن احداث شده است.
از جمله آثار تاریخی روستا میتوان به زیارتگاه عوضبردی ایشان و جعفرجان در غرب روستا اشاره کرد که در بیشتر ایام، اهالی برای زیارت و گذران اوقات فراغت به آن مراجعه میکنند. این زیارتگاهها بهویژه در روزهای تعطیل پذیرای زائران بیشتری هستند. در کنار آنها، قبرستانی کهن قرار دارد که در آن نمادهای سنتی قبرستانهای قدیمی ترکمن، با استفاده از چوب و به اشکال مختلف، دیده میشود. همچنین درهای قدیمی به نام شاروو وجود دارد که به یاد فردی شجاع و خان نامدار، به همین نام شناخته میشود.[7]
آداب و رسوم کهن ترکمنها، هرچند در بین نسل جوان کمرنگ شده است، همچنان تا حدی رعایت میشود. مراسمهایی مانند عروسی، مراسم مذهبی عید قربان و فطر، آقآش در صورت رسیدن به سن پیامبر (۶۳ سالگی)، یارمضان و سایر مناسبتها همچنان برگزار میشود. صنایع دستی زنان و دختران شامل تارابافی، بالاکدوزی، پردهدوزی، نمدمالی و سایر هنرهاست که هنوز تا حدی رونق دارد. تارابافی و تهیه پارچههای ابریشمی هنوز هم در کارگاههای کوچک خانگی ادامه دارد. در گذشتههای نه چندان دور، صنایع دستی زنان روستا شامل بافتن پارچههای ابریشمی و نمدمالی بوده است.[8]
غذاهای محلی شامل اونآش، مسسووا، سویتلیآش، بورگ، قایش، قطاب و غیره است. چکدرمه، غذای سنتی و اصلی ترکمنها، از جمله مهمترین این خوراکها به شمار میرود. از جمله بازیهای بومی و محلی که در گذشته رواج داشته و امروزه تا حد زیادی کمرنگ یا فراموش شدهاند، میتوان به چورلنگ، گولنگاودجه، چیش، قاجرتوپ، گلیمپرچگ، آششیق، لالایی دختران و غیره اشاره کرد. بازی مهیج گُل یا پوچ (یوزگ) نیز مخصوص مراسمهای عروسی و سایر مناسبتهای شاد برگزار میشد.[9]
در منابع مکتوب پیش از سرشماری رسمی سال ۱۳۲۹ش، ذیل واژه «بققجه» آمده است که این روستا در بخش گوکلان و همچنین با نام داشلیالوم شناخته میشود. این محل سردسیر دارای ۴۸۰ نفر سکنه است که همگی سنی و ترکمن هستند. محصولات روستا شامل غلات، حبوبات و فرآوردههای لبنی میباشد.[10] امروزه این روستا دارای حدود ۱۶۰ خانوار و جمعیتی نزدیک به ۷۰۰ نفر است. آمار جمعیتی روستا بر اساس سرشماری رسمی کشور به شرح زیر میباشد.[11]
|
سال |
خانوار |
جمعیت |
|
1335 |
* |
110 |
|
1345 |
26 |
126 |
|
1355 |
87 |
528 |
|
1365 |
46 |
[12] 305 |
|
1375 |
58 |
326 |
|
1385 |
104 |
494 |
|
1390 |
146 |
574 |
|
1395 |
169 |
627 |
ساخت نخستین بنای مسجد در محل سکونت قبلی اهالی، در کنار رودخانه، انجام شد. این بنا با هدایت و راهنمایی عبدالقادر آخوند داغستانی و همانند بسیاری از روستاهای ترکمننشین، در ابتدا به صورت یِرمسجد (مسجدی زمینی بدون دیوار و پوشش سقف که صرفاً محل نماز را مشخص میکرد) مورد استفاده قرار گرفت. بعدها بزرگان روستا با همکاری و مشارکت اهالی، ساختمان گِلی مسجد را احداث کردند. حدود سال ۱۳۴۵ش نیز در کنار این مسجد گِلی، بنایی بزرگتر و مناسبتر ساخته شد که تا زمان کوچ اهالی به محل کنونی مورد استفاده قرار داشت.
ساخت مدرسه روستا به وقایع پس از زلزله سال ۱۳۴۹ش بازمیگردد. پیش از وقوع زلزله، دانشآموزان روستا تحصیلات خود را در روستای قوشهسو ادامه میدادند. امروزه در این روستا علاوه بر مدرسه ابتدایی، مدرسه متوسطه اول نیز دایر است. از دیگر امکانات دولتی روستا میتوان به گازرسانی (۱۳۹۴ ش)، برق (۱۳۶۳ ش)، آب لولهکشی که در گذشته از چشمههای اطراف و بعدها از چشمه ئیلگوز تأمین شده است، خانه بهداشت (۱۴۰۳ ش)، دکل مخابرات و صداوسیما، نانوایی حسن ربانی (۱۳۸۴ ش) و جاده آسفالت (۱۳۷۹ ش) اشاره کرد.[13]
[1] سازمان نقشهبرداری کشور.
[2] پرویزی و رضوان، 1404.
[3] پرویزی، 1404.
[4] فجوری، 1384
[5] قورخانچی، 1360، صص60-59.
[6] پرویزی و رضوان، 1404.
[7] پرویزی و رضوان، 1404.
[8] ستاد ارتش ایران، ۱۳۲۹، ص 48.
[9] پرویزی و رضوان، 1404.
[10] ستاد ارتش ایران، ۱۳۲۹، ص 48.
[11] مرکز آمار ایران
[12] احتمالاً در سرشماری این سال، آمار بقچه بالا و پایین جداگانه محاسبه شده است.
[13] پرویزی و رضوان، 1404.
منابع:
- سازمان نقشهبرداری کشور، پایگاه ملی نامهای جغرافیایی ایران. قابل دسترسی از: https://gndb.ncc.gov.ir
- مرکز آمار ایران. درگاه ملی آمار. نتیجه سرشماری نفوس و مسکن. قابل دسترسی از:https://www.amar.org.ir
- قورخانچی، محمدعلی.(1360). نخبه سیفیه. بکوشش منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان. تهران: نشر تاریخ ایران.
- ستاد ارتش ایران. (1329). فرهنگ جغرافیایی ایران. تهران: انتشارات دایره جغرافیایی ستاد ارتش.
- فجوری، ستاربردی. (1404، 13 تیر). گفتوگوی شخصی با احمدآخوند پرویزی.
- فجوری، ستاربردی. (1404، 13 تیر). گفتوگوی شخصی با تاجمحمد رضوان.
- فجوری، ستاربردی. (1384). ویژهنامه سیل گلیداغ. بخشداری مراوهتپه.