خرید و دانلود مقاله

آق تپه


آق ‌تپه              Agh-Tappeh

 

تپه‌اي باستاني واقع در شرق شهر گنبدکاووس.

رودخانه گرگان‌رود در حدود يک کيلومتري شمال آق‌تپه و رودخانه‌ي کم‌آب اوغان رود در فاصله‌ي 300 متري جنوب آن جريان دارد. اين رودخانه در منطقه‌اي در حدود پانصد متري غرب آق‌تپه به گرگان‌رود مي‌پيوندد و آق‏تپه در واقع ميان دو رود جاي دارد.

آق‌تپه، تپه‌اي با برجستگي کوچک بيضي شکل با وسعتي حدود 3400 مترمربع است که رأس آن تقريباً ده متر از زمين‌هاي کشاورزي اطراف خود بالاتر است. قطر بزرگ تپه که شمال شرقي - جنوب غربي است، حدود 96 متر و قطر کوچك که شمال غربي - جنوب شرقي است، حدود 78 متر است. شيب تپه در غرب بسيار ملايم و در جهات ديگر بسيار تند است. اين تپه به شماره‌ي 2737 در تاريخ 22/4/1379 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.

آق‌تپه براي نخستين بار توسط باستان شناسان اداره‌ کل ميراث فرهنگي استان، هنگام بررسي و شناسايي مکان‌هاي باستاني در پروژه «سد گلستان»، در بهار سال 1378 شناسايي شد.

پس از مطالعات ميداني باستان‏شناسي و شناسايي مواد فرهنگي سفالين با مشخصات سفال نوع زاغه‌اي1 و چشمه علي2 در سطح اين تپه، در سال 1379، كاوش در اين محوطه‌ي نوسنگي در دستور كار پژوهشكده باستان‏شناسي قرار گرفت.

از وسعت 3400 متري تپه باستاني، 185مترمربع آن کاوش شد. براساس آثار و بقاياي معماري به دست آمده در کاوش، سه دوره‌ي استقراري در آق‌تپه مشخص شد. کهن‌ترين مرحله‌ي استقراري  شناخته شده، دوره‌ي سوم آق‌تپه است که هم‏زمان با دوره فلات عتيق3 در حدود اواخر هزاره‌ي ششم قبل از ميلاد و آثار دوره‌هاي بعدي، يعني دوره‌ي دوم متعلق به اواخر دوره‌ي نوسنگي و دوره‌ي فلات قديم در فلات مرکزي ايران است. آثار و بقاياي مشخص شده‌ي دوره‌ي دوم کاملاً به هم ريخته بود. دلايل تخريب بقاياي معماري را مي‌توان حفر قبرهاي متعلق به گروهي از اقوام عصر آهن دانست که در حدود هزاره‌ي اول پيش از ميلاد در نزديکي محلِ مستقر شده بودند و از محوطه‌ي آق‌تپه به عنوان گورستان استفاده مي‌کردند.

ديوار سازه‌هاي متعلق به دوره‌ي فلات عتيق در آق‌تپه، با چينه بنا شده است. ديوارهاي ساختمان‌هاي دوره‌ي فلات قديم با خشت‌هاي دست‌ساز ساخته شده بود که بزرگ‏ترين خشت‌هاي اين دوره 25×85 سانتي‌متر و ضخامت آن‏ها بين 15ـ12 سانتي‌متر بود. سطوح ديوارها را با لايه‌ي نازکي از کاهگل مي‌پوشاندند و کف برخي از قسمت‌هاي داخلي ساختمان را نيز نخست با لايه‌اي از کاهگل پوشانده، سپس روي کاهگل را با محلولي رقيق از اُخرا پوشش مي‌دادند.

در آق‌تپه، بقاياي 22 اسکلت انسان مشخص شد که به شدت آسيب ديده بودند. شش عدد از آن‏ها متعلق به دوره‌ي فلات قديم و 16 عدد متعلق به عصر آهن بود که در کنار يکي از اسکلت‌هاي متعلق به عصر آهن، بقاياي اسکلت قسمتي از لگن و ران‌هاي يک حيوان (احتمالاً اسب) نيز به دست آمد.

چهار نوعِ مختلف سفال کشف شده در آق‌تپه (از قديم‌ترين نوع تا جديدترين نوع آن) عبارتند از:

1) نوع زاغه: همه‌ي قطعات سفال‌هاي به دست آمده از بقاياي دوره‌ي فلات عتيق (دوره سوم) از اين نوع سفال بودند. حتي يک نمونه سفال نوع چشمه‌علي که در دوره‌هاي استقراري بعدي در آق‌تپه به دست آمده، در بين سفال‌هاي دوره‌ي فلات عتيق ديده نشده است.

2) نوع چشمه‌علي: در دوره‌ي اول فلات قديم، تعدادي از قطعات سفال‌هاي نوع چشمه‌علي در ميان سفال‌هاي نوع زاغه‌اي ديده شده است که در دوره‌ي دوم، نسبت درصد بين سفال‌هاي نوع زاغه و چشمه‌علي به طور کامل برعکس دوره‌ي قبل بود و تعداد بسياري از قطعات سفال‌ها از نوع چشمه‌علي بودند. يکي ديگر از موارد قابل توجه در مورد سفال‌هاي نوع چشمه‌علي، در دوره‌ي فلات قديم در آق‌تپه اين بود که بسياري از سفال‌هاي ظريف و منقوش نوع چشمه‌علي، دود زده بودند و اين امر نشان مي‌داد که براي گرم کردن مواد داخل آن‏ها، ظرف را روي اجاق‌هاي ساده قرار مي‌دادند. در هيچ يک از محوطه‌هاي ديگر مانند تپه زاغه واقع در دشت قزوين، تپه پوئينک واقع در شهر ري، شيخ‌تپه واقع در نزديکي سمنان و تپه شمالي سيلک کاشان، چنين مسأله‌اي ديده نشده است.

نکته‌ي قابل توجه اين که: به احتمال بسيار زياد، همه‌ي سفال‌هاي فلات قديم به دست آمده در آق‌تپه، در محل ديگري ساخته و به عنوان محصول نهايي به وسيله‌ي ساکناني که به طور موقت در آق‌تپه به سرمي‌بردند، به محل آورده شده بود.

3) سفال‌هاي خاکستري و خاکستري متمايل به  سياه از نوع عصر آهن: ظروف خاکستري براق و يا خاکستري سياه آق‌تپه از نوع ظروفي هستند که در گورهاي عصر آهن در شمال  ايران به دست آمده‌اند. برخلاف سفال‌هاي نوع زاغه و چشمه‌علي که به صورت قطعات بودند، همه سفال‌هاي نوع عصر آهن آق‌تپه به صورت ظرف کامل بودند که در کنار بقاياي اسکلت‌هاي متعلق به عصر آهن قرار داشتند. در ميان بقاياي قابل توجه عصر آهن در آق‌تپه، مي‌توان به يک خنجر مفرغي، قسمتي از يک زوبين مفرغي و يک سر تير مفرغي «سه پره» اشاره کرد.

4) چند قطعه سفال مشخصه دوره‌ي هخامنشي نيز از آق‌تپه به دست آمده است.

يافته‌هاي کوچک: در آق‌تپه تنها دو عدد شيء استخواني که يکي از آن‏ها احتمالاً درفش ساده‌اي بوده و تعداد محدودي مهره‌هاي کوچک گل پخته و ديسک‌هاي سفالي به دست آمده است که احتمالاً از برخي از اين ديسک‌ها به عنوان سردوک استفاده مي‏شد.

مصنوعات سنگي: در مجموع، 44 عدد تيغه‌ي سنگي و تعدادي «سنگ ساب» و «ساينده‌ي سنگي» مشخصه‌ي دوره‌ي نوسنگي نيز کشف شده است. لبه‌ي بسياري از تيغه‌هاي سنگي به دليل استفاده‌ي زياد، کند شده و سطح «سنگ ساب»ها و قسمت کوبنده يا ساينده نيز به شدت ساييده شده است. آنچه بيش از همه جلب توجه مي‌کند، نبودن پيکر انسان و يا حيوان در ميان آثار و بقاياست.

هرچند مي‌توان آثار و بقاياي طبقات استقراري تحتاني در آق‌تپه را در گروه استقرارهاي اوليه در دوره‌ي نوسنگي در ايران طبقه‌بندي کرد، ولي آثار و بقاياي طبقات بالايي در آق‌تپه (فلات عتيق و فلات قديم) نشانه‏ي استقرار از نوع «کلاته‌اي» متعلق به هزاره‌ي ششم قبل از ميلاد در فلات مرکزي ايران است. کيفيت و کميت اين بقايا در آق‌تپه نشان مي‌دهد که محوطه‌ي کوچک آق‌تپه، تنها در فصل معيني از سال محل سکونت بوده است.

 

 

…

پي‌نوشت:

1. اين نوع سفال، اولين بار از تپه زاغه دشت قزوين شناسايي شد. نک:

Malek Shahmirzadi, hS.1977 Tepe Zagheh: A Six Millennium B.C. Village in the Qazvin Plain of the Central Iranian Plateau, Ph.D. Dissertation, University of Pennsylvania.p.284.

2. دونالد مک‏کان که براي اولين بار کتابي درباره‌ي «لايه نگاري مقايسه‌اي در ايران باستان» در سال 1942م منتشر کرد، به مکان‌هاي باستاني که سفال با مشخصه‌ي سيلک 2 دوره‌ي دوم داشته‌اند، اما در تپه‌ي چشمه‌علي شهر ري نيز گزارش شده بود، به نام «فرهنگ چشمه‏علي» نام‌گذاري كرد. نک:

McCown, D. E.1942 The Comparative Stratigraphy of early Iran, The University of Chicago press, Chicago, Illinois.p.13.

3. از واژه «فلات» براي توالي فرهنگي پيش از تاريخ منطقه‌ي فلات مرکزي ايران  استفاده مي‌شود و نخستين بار، يوسف مجيدزاده اين واژه را براي گاهنگاري فلات مرکزي پيشنهاد داد. نک:

Majidzadeh, Y.1976 The Early Prehistoric Cultures of the Plateau of Iran: Archaeological History of Its Development During the Fifth and Fourth Millennia B.C., Ph.D. Dissertation, University of Chicago.P.96.

…

منابع:

• ملک شهميرزادي، صادق. (1378). ايران در پيش از تاريخ: باستان‏شناسي ايران از آغاز تا سپيده‌دم شهرنشيني. تهران: معاونت پژوهشي سازمان ميراث فرهنگي.

• ملک شهميزادي، صادق، و نوكنده، جبرئيل. (1379). آق‏تپه. تهران: معاونت پژوهشي سازمان ميراث فرهنگي کشور.

 

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه