خرید و دانلود مقاله

روشن آباد / روستا


روشن ‌آباد / روستا                  Rowshan-Abad

 

از روستاهای بلوک سدن رستاق که امروزه نشانی از آن نيست.

«روشن‌ آباد» كه به گويش تبری، ‌روشْنِوا، روشْناواد و روشْناباد بيان مي‌شود، در گذشته،‌ روستايي مشهور بوده است. تنها نشانه‌ي باقي‌مانده از روستاي روشن ‌آباد، بنای «امام‌زاده عبدالله کاظم الفضل» معروف به امام‌زاده روشن‌آباد متعلق به سده‌ي نهم قمري است.

براساس مندرجات اسناد تاريخي منطقه، روستاي روشن‌آباد جزو بلوک سدن‌رستاق بوده و حدود آن بدين قرار است: از سمت شرق به روستاهاي اِسفيددارو و نوديجه، از سمت غرب به روستاي پيشين‌کلاته و روستاي ايمن‌آباد، از سمت جنوب به روستاي چلاو سرکلاته و از سمت شمال به رودخانه‌ي جرجان متصل است. همچنين سند مورخ 1269ق، مرز شرقي روشن‌آباد را درودمحله و مرز غربي آن را روستاي شاده نوشته است.

اين موضوع که اين آبادي در چه زماني متروک شد و سپس از بين رفت، به طور قطع مشخص نيست. در سندي متعلق به دوران شاه تهماسب دوم، از اين روستا با عنوان «مزرعه» ياد شده است. بنابراين مي‌توان احتمال داد که در اين تاريخ، اين روستا متروکه شده و تنها کاربري زراعي داشته است. اما در اسناد سال 1269 و 1273ق، از روشن‌آباد با عنوان «قريه» ياد شده است. البته با کمي احتياط در سند مورخ 1269ق، مي‌توان عنوان «ملک روشن‌آباد» را به زمين‌هاي غيرمسکوني تعبير کرد: «... همگي تمامي چهاردانگ از کل شش دانگ يک رشته قنات معروفه‌ي موسومه به قنات قزل‌اياق واقع در «ملک روشن‌آباد» من قراء سدن رستاق استرآباد... .»

از سويي، در کتابچه‌هاي آماري روستاهاي مسکون ايالت استرآباد مورخ 1276 و 1296ق، ذيل روستاهاي بلوک سدن رستاق، نامي از قريه روشن‌آباد نيامده است. بنابراين دو احتمال به وجود مي‌آيد؛ نخست اين‌که: در تاريخ 1269 و 1273ق، روشن‌آباد روستاي داراي سکنه نبوده و تنها براساس پيشينه‌ي ذهني از آن با عنوان قريه ياد شده است. احتمال ديگر اين‌که: روشن‌آباد تا سال 1273ق، همچنان داراي سکنه بوده و در سال 1276ق (تاريخ نخستين کتابچه آماري منتشر شده‌ي استرآباد) يعني 3 سال بعد، خالي از سکنه مي‌شود. چنان‌که براساس مندرجات دو کتابچه‌ي آماري روستاهاي ايالت استرآباد مورخ 1276 و 1296ق، روستاي درودمحله در سال 1276 داراي 20خانوار (92نفر) بوده و چند سال بعد مخروبه شده، سکنه‌ي آن در قريه شاه‏ده و برخي روستاهاي ديگر ساکن شده‌اند. بنابراين ممکن است در مدت 3سال (1276-1273ق)، روشن‌آباد خالي از سکنه شده باشد.

 با اين وجود، رابينو که حدود 1327ق، از مازندران و استرآباد بازديد کرده بود، در ذکر اسامي دهات سدن‌رستاق، از روشن‌آباد نيز ياد مي‌کند. به دليل عدم وجود منابع تاريخي دست اول، اطلاعات دقيقي از ساختار روستاي روشن‌آباد وجود ندارد و اندک اطلاعاتي که در مورد اين روستا در زمان آباداني آن به دست مي‌آيد، اين است که روشن‌آباد داراي چشمه‌اي بوده که از آن با عنوان «چشمه مزار متبرک مشهور به روشن‌آباد» ياد شده است. با وجود اين‌که آب اين چشمه حقابه قريه روشن‌آباد بوده، سيدشهاب‌الدين فضل‌الله قاضي آن را در تاريخ 903ق، وقف بر مزار روشن‌آباد کرده است. افزون بر اين، در همان وقف‌نامه‌ي 903ق، از يک قنات با عنوان کاريز مشهور جناب سيادت مآب مرحوم امير سيدنظام‌الدين عبدالحق اشرف، داخل قريه روشن‌آباد ياد شده است.

همچنين در مصالحه نامچه مورخ 1296ق، از يک رشته قنات معروف به قنات «قزل اياق» واقع در ملک روشن‌آباد ياد شده است.

اين روستا را يک بار در تاريخ ذي‌الحجه 903ق، سيدشهاب‌الدين فضل‌الله قاضي وقف بر اولاد ذکور خود کرده است. بار ديگر، نصف اين روستا توسط خواجه مظفر پتکچي در سال 919ق وقف شده است. در تاريخ 1273ق نيز اين روستا در تملک سادات مفيدي (از نوادگان سيدشهاب‌الدين مذکور) بوده است.

 

 

…

منابع:

• ذبيحي، مسيح. (1363). گرگان‌نامه. تهران: بابک.

• ذبيحي، مسيح، و ستوده، منوچهر. (1377). از آستارا تا استارباد (جلد 7). تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگي.

• رابينو، ياسنت لويي. (1365). ‌سفرنامه مازندران و استرآباد. (ترجمه غلامعلي وحيد مازندراني). ‌تهران: علمي و فرهنگي.

• ستوده، منوچهر. (1377). از آستارا تا استارباد (‌جلد 6). ‌تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگي. 

 

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه