خرید و دانلود مقاله

شاهکوه و ساور


 

شاهكوه و ساور/ بلوك          Shah-Kooh and Savar District

 

نام بلوكي از بلوكات هفت‌گانه1 استرآباد در دورهی قاجار.

شاهکوه و ساور شامل تمام ناحيه كوهستانی جنوب استرآباد تا شاهرود و بسطام مي‌شد و در محدوده‌ي جغرافيايي بين 36 دقيقه و 30 ثانيه تا 36 دقيقه و 39 ثانيه شمالي و 54 دقيقه و 42 ثانيه تا 54 دقيقه و 50 ثانيه شرقي واقع است.

وجه تسميه آن به علت نام روستاهايي است كه در اين بلوك واقع شده‌اند. بلوك شاهكوه و ساور داراي چندين آبادي بود كه در منابع مختلف، نام دهات اين بلوك با تفاوت اندك ذكر شده است.

اين بلوك خود داراي كلانتر ويژه بوده است كه مستقيماً از سوي حاكم ايالت استرآباد تعيين مي‌شد.  به گفته‌ي مكنزي، در ماه مارس 1859م، اين بلوك داراي 77 نفر قواي  پياده نظام و فرماندهي آن‏ها با شخصي به نام آقادادي بوده است. محمدعلي قورخانچي، نام آبادي‌هاي اين بلوك را بالا شاهكوه، پايين شاهكوه، ساورعليا، ساورسفلي، تاش بالا و تاش پايين ذكر مي‌كند.

كتابچه نفوس استرآباد در سال 1216ق، نام و جمعيت آبادي‌هاي اين بلوك را به تفكيك  آورده است. در اين كتاب، تعداد كل نفوس بلوك شاهكوه و ساور، 1413 نفر اعلام شده است كه به تفكيك، آبادي‌هاي اين بلوك و ميزان جمعيت آن‏ها به شرح زير بود:

 

نام آبادي / جمعيت ( نفر)

حاجي آباد / 117

رادكان / 123

كنداب / 52

شاهكوه سفلي / 471

شاهكوه عليا / 490

تاش / 160

 

همچنين آمار نفوس بلوك شاهكوه و ساور در عهد حکمراني کيومرث ميرزا ملك‌آرا بر استرآباد در سال 1276ق، به شرح زير آمده است:

تعداد خانوار كل بلوك580 باب، انفاس 2639 نفر، تعداد دهات 5 قريه، مرد زن‌دار 580 نفر، زن شوهر دار 621 نفر، مرد بي‌زن 233 نفر، زن بي‌شوهر138 نفر، پسر صغير533 نفر، دختر كبير 207 نفر، دختر صغير 327 نفر.

در اين دوره، از قريه‌هاي تاش، شاهكوه بالا، شاهكوه پايين، حاجي‌آباد (ساور بالا) و رادكان (ساور پايين) به عنوان دهات اين بلوك نام برده شده است. همچنين تعداد خانوار و جمعيت اين آبادي‌ها نيز آمده است:

 

نام قريه

تاش

شاهكوه بالا

شاهكوه پايين

حاجي آباد  (ساور بالا)

رادكان (ساور پايين)

خانوار (باب)

45

175

170

90

100

جمعيت (نفر)

194

757

817

405

466

رابينو نيز در سفرنامه خود، از حاجي‌آباد، جهان‌نما، كنداب، رادكان، رسول‌آباد يا رباط سفيد، شاهكوه بالا مشتمل بر يورت آقا رضا و چهارباغ، شاهكوه پايين، تاش و رادكان، به عنوان دهات اين بلوك نام مي‌برد. او همچنين مي‌نويسد: محدوده‌ي غربي اين بلوك كه از حاجي‌آباد تا رادكان مي‌شود، سابقاً ناحيه‌اي مشتمل بر 30 قصبه بود، اما در زمان نگارش اين سفرنامه، فقط كلاته، كنداب و حاجي‌آباد باقي مانده و مسكوني بودند. وي اسامي اين دهات را اين گونه ذكر مي‌كند: عباس خطيري، آمد خيل، بودسرا، بوسته مين، چيرستان، دي دره، دوكه بن، گاو كوه، گزنه‌سرا، هفت‌چشمه، حاجي‌آباد، حيدرخيل، اسپن جاري، كلميش كيجا، كلاته، رادكان، كسركسا، خاك سر دله، خانه‌سري، كولدين كنداب، ليسه كوه، مقسي سرپيچ، مازي بن، پولاد محله، زير كلاته، سركلاته، قمرتاش خيل، ولار، وزمه، زكوار، زرشك چال.

همچنين رابينو بيش از 60 منطقه ييلاقي اين بلوك را نام برده است كه در آن زمان بسيار مورد توجه بودند.

در كتابچه نفوس استرآباد، در مورد وضعيت اين بلوك و آبادي آن آمده: «بلوك شاهكوه و ساور در ميان كوه اتفاق افتاده و ييلاق بسيار خوبي است.»

اين كتابچه، وضع قريه‌هاي مربوط به اين بلوك را اين‌گونه آورده است:

حاجي‌آباد: «ساور عليا مي‌نامند و قريه مذكور در سرِ كوه واقع است. راه تردد آن بسيار صعب است. آب مشروب خود اهالي قريه از چشمه‌سار است، اطراف قريه به هيچ وجه زرع نمي‌شود و زراعت اهالي در پايين‌كوه و ميان رودخانه است.»

رادكان: «ساورسفلي مي‌گويند، در كمر كوه واقع است. خود قريه زرع نمي‌شود. آب مشروب اهالي از چشمه‌سار است و رعيتي است، زراعت ايشان در پايينِ كوه و آب مزرعه از رودبار است.»

كنداب: «ساور سفلي مي‌گويند، قريه مزبوره در بالا سرِ رادكان و قله كوه واقع است و راه آن بسيار صعب است و در آن‌جا زرع ممكن نمي‌شود. آب آشاميدن آن‏ها از چشمه‌سار است و زراعت ايشان در پايين‌كوه و رعيتي است، از مال اهالي قريه است.»

شاهكوه سفلي: «در بغل كوه واقع است. آب ايشان از چشمه‌سار است. زراعت ايشان در ميان رودخانه، آب مزرعه از رودبار است. از آن‌جا تا محاذي حاجي‌آباد دو فرسخ و تا شاهكوه بالا يك فرسخ است.»

شاهكوه عليا: «در سر كوه واقع است، آب آشاميدن از چشمه‌سار و زرع در آن كوهه ممكن نيست، ولي در چمه آن چهارباغ كه در ظهر قريه واقع است، زرع مي‌شود و نيز در دهنه پيش روي قريه هم زرع مي‌كنند. آب مشروب مزرعه از رودبار است و از آن‌جا تا قريه تاش، دو فرسخ است.»

تاش: «در ميان دهنه واقع است، مالكين قريه، اهالي ساكنين همان قريه و آب مشروب از رودبار است و از آن‌جا تا بسطام شش فرسخ مسافت دارد. از قريه تاش تا بلده استرآباد، دوازده فرسخ است. تعداد نفوس آن 160 نفر است.»

به سبب وجود مراتع فراوان در اين بلوك، شغل بيشتر مردم ساكن در آن دامداري بود. قورخانچي، تمول اهالي اين منطقه را گوسفندداري اعلام كرده و روغن و پنير توليدي دامداران اين ناحيه را تعريفي ذكر كرده است. همچنين ناصرالدين‏شاه نيز در سفر خود به خراسان كه از اين بلوك گذشته، به اين مطلب اشاره داردكه «مردم شاهكوه و تاش، گوسفند زيادي دارند و مي‌گويند از صد هزار متجاوز است، گوسفندهايشان همه دنبه‌دار و بسيار قشنگ و پاكيزه است. دوغ و ماست و پنير و ساير لبنيات بسيار خوب دارند.»

اين بلوك در مدتي كوتاه جزو حكومت شاهرود بود. حسينقلي مقصودلو در گزارش خود آورده كه در نهم ماه نوامبر 1920م، از طريق تلگراف به حكومت استرآباد خبر دادند که بلوك ساور و شاهكوه را مجزا نموده، ضميمه‌ي حكومت شاهرود کردند.

روستاهاي اين بلوك، امروزه دچارتغييراتي شده‌ است. اهالي روستاي شاهكوه بالا، به علت خشك شدن آب آشاميدني، از محل اصلي خود كوچ كرده و در دو منطقه‌ي چهارباغ و درآسياب ساكن شده‌اند. روستاي تاش در تقسيمات كشوري، در محدوده‌ي استان سمنان و شهرستان شاهرود قرار گرفته است. اهالي روستاي حاجي‌آباد نيز در چند سال اخير  از بالاي كوه به پايين و نزديك زمين‌هاي كشاورزي خود در حال كوچ هستند. چمن‌ساور كه بين ساور بالا و پايين قرار دارد، امروزه روستايي مستقل شده است. 

 

 

…

پي‌نوشت:

1. در منابع مختلف، براي اين ايالت، شش، هفت، هشت، هشت و نيم و گاهي نُه بلوك نيز ذكر شده است.

…

منابع:

• ذبيحي، مسيح. (1363). گرگان‌نامه (چاپ اول). (به كوشش ايرج افشار). تهران: بابك.

• ذبيحي، مسيح. (1350). گرگان سرزمين طلاي سفيد (چاپ اول). به مناسبت جشن‌هاي دوهزار و پانصد ساله در گرگان.

• رابينو، ياسنت لويي. (1336). سفرنامه مازندران و استرآباد (چاپ اول). (ترجمه غلامعلي وحيد مازندراني). تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب.

• ستوده، منوچهر. (1377). از آستارا تا استارباد (جلد 5، چاپ اول). تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگي.

• قورخانچي، محمدعلي (صولت نظام). (1360). نخبه سيفيه. (به كوشش منصوره اتحاديه (نظام مافي) و سيروس سعدونديان). تهران: نشر تاريخ ايران.

• مقصودلو. حسينقلي (وكيل‌الدوله). (1363). مخابرات استرآباد (جلد2). (به كوشش ايرج افشار و محمد رسول دريا گشت). تهران: نشر تاريخ ايران.

• مكنزي، چارلز فرانسيس. (1359). سفرنامه شمال (چاپ اول). (ترجمه منصوره اتحاديه). تهران: گستره.

• ناصرالدين شاه قاجار. (1364). سفرنامه دوم خراسان (چاپ اول). تهران: كاووش: شركت قصه و نوار شب‌تاب.

 

 

 

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه