خرید و دانلود مقاله

سلطان حسين واعظ استرآبادی


سلطان حسين واعظ استرآبادی         Soltan Hosein Vaez Astarabadi

 

عالم، فقيه، متکلم و مورخ عصر صفوی.

حسين بن سلطان محمد استرآبادی معروف به سلطان حسين واعظ، در سال 988ق به دنيا آمد و در سال 1080 درگذشت. وي در آثار خويش، خود را «سلطان حسين واعظ استرآبادی» و «سلطان حسين واعظ دارالمؤمنين استرآباد» معرفي مي‌كند.

صاحب «رياض ‌العلماء» وي را اين‌گونه معرفي مي‌كند:

«المولي سلطان حسين بن المولي سلطان محمد الاسترآبادی الواعظ باسترآباد فاضل عالم فقيه محدث متكلم ... .»

محمدصالح استرآبادی ذيل شرح احوال سلطان حسين، فرزند او را اين‌گونه معرفي مي‌كند: «الخطيب‌الاديب سلطان ابوالحسن الخطيب الاسترآبادي سر سره، اديب كامل و خطيب فاضل بود. خلف مرحوم مبرور سلطان حسين واعظ مرقوم است. در عصر خود شهره‌ي آفاق و نادره‌ي زمان بود و از فيوض صحبت او در حكايات و قصص و تواريخ منتفع مي‌شدند و از علوم ادبيه و مقدمات، كمال اطلاع داشت.»

در بين اسناد تاريخي استرآباد، سندي به تاريخ 1097ق، حکايت از اين دارد که بنا به دستور ديوان صدارت، به تاريخ محرم 1080ق، درآمد موقوفات مدرسه‌ي عماديه به وظيفه‌ي ملاابوالحسن مقرر بوده و در تاريخ ذي‌الحجه 1086ق، از وظيفه‌ي وي خارج شده است.

در آثار و اسناد بر جاي مانده از سلطان حسين، تنها در وقف‌نامه‌ي شماره 4، ضميمه‌ي نسخه‌ي خطي تفسير جوامع‌الجامع، آن ‌جا كه مي‌خواهد متولي موقوفات خويش را تعيين كند، مي‌آورد: «... و بعد متولي شرعي گردانيدم ولد اكبر خود فضيلت پناه، خطابت دستگاه، ابوالحسن خطيب را ... .» که از عبارت «ولداكبر»، مشخص مي‌شود سلطان حسين، فرزندان ديگري نيز داشته است.

از ديگر خويشان واعظ كه نام و لقبي از آن‏ها آمده، مادر و جد مادري وي هستند كه تنها در همين وقف‌نامه‌ي مذكور به آن‏ها اشاره شده است: « ... در هر سال دو ساله نماز يوميه حصريه به نيابت والده‌ي خود، عفيفه‌ي صالحه بنكه‌شاه بنت‌ المرحوم محمد رضاي سهام به نيتي قضا ادا نمايد... .»

از تاريخ تولد سلطان حسين واعظ استرآبادي اطلاع دقيقي در دست نيست. صاحب رياض‌العلماء در ذيل معرفي كتاب تحفه‌المؤمنين در ذكر تاريخ تأليف آن مي‌آورد: «...ألفه وله من العمر اثنان و ثلاثون سنه أو ثلاث و ثلاثون سنه في حياه استاده الشيخ البهائي في سنه سبع و عشرين و ألف ... .» از اين عبارت مشخص مي‌شود كه واعظ هنگام تأليف «تحفه المؤمنين»، 32 يا 33 سال داشته و از آن جا كه تاريخ تأليف اين كتاب، 1027ق است، پس ولادت او بايد سال 994 يا 995ق باشد، اما با استناد به گفته واعظ، در رقم انجام نسخه‌ي تفسير جوامع‌الجامع كه آن را در تاريخ 1058ق تحرير كرده و مي‌گويد: «سن من از هفتاد گذشته...»، بايد تولد او قبل از سال 988ق باشد.

در مورد شهادت سلطان حسين، سه مأخذ متقدم وجود دارد كه قديمي‌ترين آن‏ها، كتاب رياض‌العلماء است كه در اين مورد مي‌آورد : «... و قد قتل شهيداً في سنه نهب انوشه‌خان لبلاد استرآباد ... قتله مذبوحاً هؤلاء الملاعين عداوة للحق و أهله لأجل تشيعه ... .»

در ترجمه‌ي كتاب «شهيدان راه فضيلت» نيز در مورد شهادت واعظ، ترجمه‌ي اين قول صاحب رياض‌العلماء مي‌آيد: «... و او را به خاطر مقام علمي والايش و عشق به خاندان پيامبر (ص) و به جرم شيعه بودن، سر بريدند.»

از ديگر منابع قديمي، قول محمدصالح است كه مي‌نويسد: «... و در آخر عمر به سعادت شهادت  فائز گرديد ... .»

يادداشت ديگري است كه در انتهاي نسخه‌ي دست‌نويس مجالس المؤمنين آمده: «... مرحوم سلطان حسين واعظ استرآبادي ... كه در عصر انوشه ازبك كه استرآباد را قتل كرد، به درجه‌ي شهادت رسيد ... .»

در مورد تاريخ شهادت واعظ، دو روايت معروف است. نخست، سال 1078ق كه اين تاريخ براي نخستين بار توسط آقابزرگ تهراني در كتاب الذريعه آمده و به نظر مي‌رسد آقابزرگ با استناد به قول صاحب رياض «... و قد قتل شهيداً ... في اوايل جلوس سلطان زماننا شاه سليمان الصفوي ... .» اين تاريخ را ساخته باشد.دوم، سال 1082ق است كه براي نخستين بار در كتاب محمدصالح ذكر شده است: «... در سنه يك هزار و هشتاد و دو هجري شهيد شد... .» و به تبعيت از محمدصالح، برخي منابع ديگر، از جمله دايره‌المعارف تشيع نيز در مورد شهادت وي اين تاريخ را آورده‌اند.

با در نظر گرفتن قول صاحب رياض‌العلماء كه شهادت سلطان حسين را اوايل جلوس شاه سليمان صفوي (جلوس 1077. ف 1105ق) مي‌داند، هر دو تاريخ مي‌تواند درست باشد، زيرا در طول سلطنت 28 ساله‌ي اين پادشاه، هم سال 1078 اوايل جلوس حساب مي‌شود، هم سال 1082، حال آن‌ كه در واقع هيچ يك از دو تاريخ مذكور درست نيست.

مطلبي كه تاكنون به آن توجهي نشده، ماده تاريخي است كه عازم استرآبادي، براي شهادت واعظ ساخته و محمدصالح آن را در كتاب خود نقل كرده است. عازم در آخرين مصرع مي‌آورد: «شد شهيد اين هادي راه يقين» كه طبق محاسبه حروف ابجد، تاريخ 1080ق به دست مي‌آيد. از آن‌جا كه محمدصالح، تاريخ شهادت واعظ را (1082ق) با استناد به اين ماده تاريخ بيان كرده و همچنين از آن جا كه در ماده تاريخ، به دليل محدوديت عروضيِ عبارت، احتمال خطا كمتر مي‌رود، در آغاز گمان بر اين بود كه محمدصالح در محاسبه اشتباه كرده است، اما با مراجعه به نسخه خطي اين كتاب، مشخص شد كه خطا مربوط به كتابت نسخه است. براي آشكار شدن اين مدعا، در اين‌جا عين عبارت نسخه را مي‌آوريم: « ... در سنه هشتاد و هجري شهيد شد... .»

يك حرف (واو) ميان دو كلمه‌ي «هشتاد» و «هجري» اضافه است، ولي هنگام تصحيح، به جاي حذف اين «واو»، كلمه‌ي «دو» نيز به آن اضافه شده، در نتيجه تاريخ جعلي 1082ق ساخته شده است. بنابراين درست‌ترين قول در تاريخ شهادت واعظ، 1080ق خواهد بود. از سويي ديگر، سال 1080ق همان سالي است كه بنا به دستور ديوان صدارت، درآمد موقوفات مدرسه عماديه براي ملا ابوالحسن، پسر سلطان حسين واعظ، مقرر مي‌شود.

سال 1094ق را كه علي اوجبي بر روي جلد كتاب ترجمه رساله سعديه، با استناد به قول صاحب رياض‌العلماء «... وله من‌العمر نحو من مائه سنه تقريباً ...» (و او در هنگام مرگ تقريباً صد سال داشت) در تاريخ شهادت واعظ آورده است، نمي‌تواند درست باشد، زيرا سال 1094ق، اوايل جلوس شاه‌سليمان نخواهد بود، بلكه در اين تاريخ، 17سال از سلطنت 28 ساله‌ي اين پادشاه گذشته است.

پيکر واعظ استرآبادي پس از شهادت، در خانه‌ي خودش دفن شد. محمدحسين موسوي استرآبادي در يادداشت انتهاي نسخه‌ي خطي مجالس‌المؤمنين آورده: «قبرش در محله‌ي «سبزه­‌مشهد» در حظيره‌ي مشهور به حظيره‌ي سلطان حسين بوده ... .»

محمدصالح در اين‌باره مي‌نويسد: «... و مرقد شريفش در حظيره‌ي مخصوصه است در استرآباد در گذر «سرپير»1 كه در حال حيات، آن موضع را به جهت مدفن خود تمهيد فرموده است ... و هنوز (حدود1294ق) آن بقعه مباركه و بناي شريف باقي و برقرار و معروف است، عازم استرآبادي تاريخ شهادت او را به نظم درآورده ...، چنان‌ كه در لوحي از سنگ در ايوان آن بقعه نگارش شده است و نصب به ديوار غربي روي به مشرق نموده‌اند2 و آن ابيات اين است:

واعظ نيكو سير سلطان حسين

مظهر صنع خدا سلطان حسين

در كف دشمن ز تأثير قضا

كشته شد ناگاه با شمشير كين

از غم اين گوهر درياي علم

آسمان زد مغفر خود بر زمين

ترك اين ظلمت سرا كرد و نهاد

رو به سوي روضه خلد برين

از براي خدمتش بستند صف

حور و غلمان از يسار و از يمين

«عازم» از روي ادب كردم سؤال

سال تاريخش ز عقل دوربين

با دو چشم خون فشان گفتا بگو

«شد شهيد اين هادي راه يقين»

همچنين محمدصالح در ترجمه احوال ملاحسن استرآبادي مي‌آورد: «... پس از وفات در [سمت] شرقي بقعه امام‌زاده، مشهور به چهارشنبه‌اي مدفون گرديد، نزديك به خانه مرحوم مبرور مزبور (سلطان حسين واعظ).»

مدفن واعظ تا چند دهه‌ي گذشته بر جاي بود، اما در حال حاضر اثري از آن نيست.3

• استادان

صاحب رياض‌العلماء، واعظ را شاگرد شيخ بهايي دانسته، مي‌گويد: «... كان من تلامذه الشيخ البهائي ...» و يا «...ألفه... في حياه استاد الشيخ البهايي... .»

به تبع صاحب رياض‌العلماء، همه منابع موجود، تنها استادي كه براي واعظ يادآور شده‌اند، «شيخ بهايي» است. حال آن‌ كه در آثار باقي‌مانده از واعظ، نامي از شيخ بهايي نمي‌بينيم و تنها موردي كه در اين خصوص جلب توجه مي‌كند، عبارتي است در نسخه‌ي جُنگ سلطان حسين واعظ: «سمع من شيخ البهايي»: (شنيدم از شيخ بهايي) كه احتمال مي‌رود اين عبارت به خط واعظ باشد.

اما آنچه از خود سلطان حسين به طور صريح و روشن به چشم مي‌خورد، در همان جُنگ مذكور است كه در دو جا به نام استاد خود «ميرمحمد باقر طالبان» اشاره مي‌كند. نخست، «استادي السيد السند محمد باقر الموسوي الشهير بطالبان» و ديگر «نقل من خط السيد السند محمد باقر الموسوي مشور بطالبان.»

همچنين در مجموعه‌اي دست‌نويس، در ميان حواشي، مطلبي به خط سلطان حسين است كه در آن به نام استاد خود «ميرمحمد باقر طالبان» اشاره كرده است. گذشته از اين‌ موارد، در يادداشت انتهاي صفحه‌ي انجام نسخه خطي مجالس المؤمنين نيز به اين موضوع اشاره مي‌شود كه واعظ، شاگرد طالبان بوده است.

آن‌ جا كه اسماعيل واعظ جوادي در مقدمه «دستور الوزراء» با استناد به الذريعه، استادان واعظ را شيخ بهايي و شهيد ثاني معرفي مي‌كند، يك اشتباه كوچك رخ داده و آن اين‌ كه: عبارت «... تلميذ الشيخ البهائي و الشهيد عن عمر طويل...» در الذريعه را به خطا قرائت كرده‌اند و حرف، واو، بين «بهايي» و «شهيد» را واو عطف فرض كرده‌اند.

تأليفاتي از سطان حسين واعظ در زمينه‌هاي فقه‌، خطابت، پند و موعظه و تاريخ بر جاي مانده كه تا كنون كامل‌ترين فهرست از اين آثار، در مقدمه‌ي ترجمه رساله سعديه آمده كه به انضمام ترجمه‌ي سعديه، هفت كتاب و رساله است که عبارتند از:

تحفه‌المؤمنين: به ظاهر از نخستين تأليفات وي مي‌باشد. تنها گزارش در مورد آن، گزارش كامل و دقيق صاحب رياض‌العلماء است: «... و ديدم در آن‏ها از تأليفات او، كتاب تحفه‌المؤمنين در اصول الدين و عبادات و مواعظ به زبان فارسي، مشتمل بر سه باب، تأليف كرده در زمان حيات استادش، شيخ بهايي، وقتي كه از عمر او 32 يا 33 سال مي‌گذشت، در سال 1027ق.»

افزون بر اين، در ترجمه احوال ربيع بن خيثم، عباراتي را عيناً از تحفه مي‌آورد كه ظاهراً اين عبارات تا كنون، تنها قسمت باقي مانده از اين كتاب است.

گويا غير از صاحب رياض، شخص ديگري از تذكره نويسان، اين كتاب را نديده و همه كساني كه بعد از صاحب رياض در مورد آن چيزي نوشته‌اند، از گفته وي پيروي كرده‌اند.

صاحب‌الذريعه، با وجود اين‌كه در ذيل معرفي تحفه‌المؤمنين و ذخايرالواعظين مي‌گويد: اين دو نسخه نزد مولي علي الخياباني التبريزي است، ولي باز در معرفي كتاب مزبور به قول صاحب رياض استناد مي‌كند.

دستورالوزراء: به زبان فارسي، در آداب مملكت‌داري و نصيحت ملوك و وزراء.

نصيحه‌المتشرعين: رساله‌اي است به زبان عربي، در انتقاد به نحوه‌ي عملكرد شيوخ اسلام، منسوب از جانب شاه صفوي. واعظ خطبه‌ي اين كتاب را با عباراتي تند شروع مي‌كند: «الحمدلله الذي جعلني من اهل الاسلام و لم يجعلني قاضيا ولا شيخ الاسلام، شيخ الاسلام از مسلمانيست دور/ چشم ظاهر چشم باطن هر دو كور.»

از اين کتاب، سه نسخه شناسايي شده است. نخست نسخه چرک‌نويس به خط مؤلف، مورخ 1056ق، موجود در جنگ سلطان حسين واعظ. ديگري، نسخه اصل به خط مؤلف، مورخ 1056ق، موجود در کتابخانه خصوصي مهدي فلسفي و نيز نسخه موجود در کتابخانه آستان قدس رضوي.

شرح باب حادي عشر: به زبان عربي. واعظ اين کتاب را پس از تأليف «شرح اعتقادات شيخ صدوق و شيخ بهايي» تأليف کرده و تحرير آن را در سال 1060ق به پايان رسانده است.

نسخه اصل اين کتاب به خط مؤلف در کتابخانه‌ي خصوصي مهدي فلسفي نگهداري مي‌شود.

همچنين نسخه‌اي ديگر در کتابخانه مجلس شوراي اسلامي نگهداري مي‌شود که هر چند به خط مؤلف نيست، اما در زمان حيات واعظ نگاشته شده، چون حواشي آن به خط خود واعظ است.

شرح اعتقادات ابن بابويه (صدوق) و اعتقادات شيخ بهايي: به زبان فارسي. اين کتاب کمي قبل از سال 1060ق (زمان تأليف شرح باب حادي عشر) تأليف شده است. يک نسخه از اين کتاب در کتابخانه علامه طباطبايي دانشگاه شيراز موجود است.

بخش شرح اعتقادات شيخ بهايي اين كتاب به همراه دو شرح ديگر بر اعتقادات شيخ بهايي در سال 1387 به کوشش جويا جهانبخش به چاپ رسيده است.

ذخاير الواعظين: آقابزرگ تهراني با عبارت «...فارسي في الاخلاق والمواعظ والمعارف ...» آن را معرفي كرده است.

ترجمه رساله سعديه: ترجمه‌اي است به زبان فارسي از کتاب سعديه علامه حلي که در سال 1077ق، در واپسين سال‌هاي عمر واعظ تأليف شده است. علي اوجبي در سال 1382ش، اين کتاب را تصحيح و چاپ کرده است.

اما خود واعظ، غير از كتاب دستورالوزراء كه هيچ جا از آن نامي نياورده، علاوه بر ذكر نام شش اثر مذكور، نام هشت اثر ديگر از خود را نيز ذكر كرده است كه عبارتند از:

1. رساله عباسيه. 2. زبده السير در شجاعت اميرالمؤمنين حيدر. 3. نصيحه‌الملوك. 4. رساله صيد و شكار (آداب صيد). 5. معرفه الثقلين(؟) در تاريخ. 6. سناد (؟) الواعظين در موعظه. 7. ترجمه نفليه، 8. ترجمه ضوابط الرضاعيه.

• دستورالوزراء

همان‌طور كه واعظ جوادي در مقدمه‌ي دستورالوزراء اشاره کرده، در نام اين كتاب، جاي بسي گفتگوست، زيرا مؤلف نام كتاب را تصريح نكرده، بلكه در فهرست آستان قدس، اين نام براي آن ذكر شده و در عطف نسخه عكسي دانشگاه نيز «دستور الوزاره» آمده است. صاحب الذريعه نيز در كتاب خود، با استناد به فهرست «خزانه‌الرضويه، ج2، ص347»، نام اين كتاب را دستورالوزراء ثبت کرده است.

واعظ جوادي در بررسي‌هاي خود در مورد تاريخ تأليف اين كتاب به اين نتيجه رسيده است كه تأليف بايد بين سال‌هاي 1055 تا 1064ق صورت گرفته باشد و از آن‌جا كه وقف‌نامه‌هاي واعظ مورخ 1061ق است، اگر فرض را بر اين بگيريم كه تاريخ تأليف پس از تاريخ وقف‌نامه است، باز هم بايد نام كتاب در وقف‌نامه مي‌آمد، زيرا خود واعظ، اسامي كتبي را كه پس از تحرير وقف‌نامه تأليف نموده، در حاشيه وقف‌نامه ضميمه کرده است، مانند «ترجمه رساله سعديه» كه در تاريخ 1077ق و در اواخر عمر خود نگاشته است.

بنابراين بايد در بين اسامي معرفي شده در دو وقف‌نامه، نام اصلي اين كتاب را جستجو كنيم. با دلايل و قراين موجود، احتمال مي‌رود عنوان «نصيحه الملوك» نام اصلي اين كتاب باشد. اين دلايل عبارتند از:

1. موضوع اين كتاب همان‌طور كه از نام آن (نصيحه الملوك) برمي‌آيد، در زمينه پند و موعظه‌ي ملوك و وزراء مي‌باشد كه با موضوع دستورالوزراء يكي است.

2. در ديباچه كتاب دستورالوزراء، كلماتي وجود دارد كه علاوه بر برائت استهلال در موضوع كتاب، يادآور نام «نصيحه الملوك» نيز مي‌باشد: «حمد و سپاس مالك ملك و ملك را كه ملك زمين و ملك آسمان در عالم ملك و ملكوت آناً و فاناً ... و سلام آور پيام ملك علام ... .»

3. دليل ديگري كه شايد تا حدي ما را به اين مدعا نزديك مي‌كند، اين است كه نسخه‌هاي دو كتاب «نصيحه المتشرعين» و «دستورالوزراء» در كتابخانه‌ي آستان‌قدس در يك جلد صحافي شده‌اند و در وقف‌نامه‌ي شماره3 واعظ نيز نام آن‏ها در كنار هم آمده است: «... و كتاب نصيحه الملوك و رساله نصيحه المتشرعين ...» كه احتمال مي‌رود زمان تأليف آن‏ها نيز يكي باشد. همچنين نام «نصيحه‌الملوك» در تناسب با «نصيحه المتشرعين» قابل توجه است.

رساله عباسيه: کتابي است در تاريخ به زبان فارسي شامل يک استشهاد، يک استکشاف، سه مقدمه، چهار فصل و خاتمه به نام شاه‏عباس دوم. در اين کتاب، سلطان حسين واعظ به شدت به ازبک‌ها تاخته است، چنان که اين کتاب خود به تنهايي مي‌تواند دليلي باشد براي کشته شدن او به دست انوشه خان ازبک.

رساله در بيان علامت هلال ماه شوال: رساله‌اي است مختصر به زبان عربي. مؤلف در اين مختصر، به قول ابوالمحاسن حسين جرجاني (ابوالمحاسن گازر) در کتاب منافع، مولامحمدطالب استرآبادي و ميرمحمدباقر طالبان و... استناد کرده است.

ترجمه ضوابط الرّضاع: ترجمه‌اي است از کتاب ضوابط الرّضاع ميرداماد که در سال 1077ق، آن را از زبان عربي به فارسي برگردانده و يک نسخه از آن در کتابخانه دانشگاه تهران موجود است.

علاوه بر تأليفاتي كه معرفي شد، وي در ص 77 جنگ خود، عباراتي را آورده كه به تأليف كتابي در موعظه اشاره دارد و شايد هم يكي از كتب مذكور در بالا باشد. چنان‌كه مي‌گويد: «... بنابر آن، از كلام بي‌ملام و اخبار سيد انام و ائمه اعلام به طريق موعظه و زبان آداب سلوك با خاص و عام كتابي ترتيب نموده است.»

از سلطان حسين، غير از آثار تأليفي، يادگارهاي ديگري نيز بر جاي مانده است كه عبارتند از:

1. جُنگ سلطان حسين واعظ: اين كتاب در بين آثار وي از جايگاه خاصي برخوردار است. اين جُنگ شامل حدود 65 نمونه دست‌خط از شخصيت‌هاي سده يازدهم قمري است كه از تاريخ 1034 تا 1056ق، تحرير يافته و برخي صفحات آن نيز در سده‌ي سيزدهم، نگارش شده است. برخي از اين دست‌خط‌ها متعلق هستند به:

1. سلطان­ حسين واعظ استرآبادي 2. آشوب استرآبادي3. بهجتي دامغاني 4. حبيب بن علاءالدين بياري 5. حسين اردبيلي 6. سلطان محمدبن ابوالمعالي استرآبادي 7. عبدالوهاب عقيلي 8. عظيمي 9. علاءالدين محمد عقيلي 10. علي ابن محي الدين الجامعي العاملي، 11. غياث الدين محمد كتابدار الحسيني 12. فزوني استرآبادي 13. محسن بن محمدمؤمن استرآبادي 14. محمد امين بن زين العابدين الموسوي 15. محمدباقر بن تقي‌الدين محمد رضوي 16. ميرمحمدباقرطالبان 17. محمدبن‌علي‌الانصاري
18. محمدتقي ظهيرالحسيني استرآبادي 19. محمد جعفر الحسيني استرآبادي 20. محمدصالح معلم 21. محمد عاملي 22. محمدمقيم حسيني استرآبادي 23. محمدمؤمن عقيلي 24. محمدمؤمن معلم استرآبادي 25. محمدالواعظ الطالقاني 26. محمدهادي بن احمد بن رفيع بن مفيد الموسوي 27. محمد مهدي نجفي 28. محمد مهدي بن محمد اسماعيل استرآبادي 29. ناصرالدين محمدبن احمد، نصر توني 30. يمني سمناني و ... .

2. تحرير تفسير جوامع الجامع: اين كتاب را سلطان حسين در سال 1058ق نگاشته است. وي در رقم انجام كتاب مي‌گويد: «اين كتاب را استنساخ كردم از نسخه‌اي ناقص و مغلوط و مسقوط كه آن را به قدر وسع در حال كتابت از روي نسخه كشاف تصحيح كردم.» همچنين در ادامه مي‌گويد: «اين كتاب را تحرير كردم ... در سال 1058، بعد از افتادن در دهه هفتاد از عمر، در حالت تشويش و ملبوس شدن به لباس ضعف قوا، به خصوص ضعف قوه‌ي بينايي به همراه تورم چشم و سوزش پلك.»

واعظ، خداوند را شاكر است كه توانسته در حالت بيماري اين نسخه را به پايان برساند، اما باز از خدا مي‌خواهد كه به او توفيق و توان بدهد كه تفسير علي بن ابراهيم را نيز استنساخ كند.

3. وقف‌نامه‌هاي سلطان حسين: در بين صفحات نسخه جوامع الجامع، 4 وقف‌نامه به خط واعظ نوشته شده كه 3 وقف‌نامه‌ي آن. مربوط به وقف نسخه‌ي جوامع‌الجامع است و يك وقف‌نامه‌ي آن مربوط به كليه‌ي املاك و دارايي، به ويژه كتابخانه شخصي اوست.

اهميت اين وقف‌نامه‌ها، در مفصل بودن و خطبه‌هاي بلند آن‏هاست كه نشانگر توان ادبي واعظ در نگارش و آشكار كننده‌ي سلايق و گرايش‌هاي مذهبي اوست.

4. وقف مجموعه‌ي خطي شماره 2523ـ د، مسجد جامع گرگان، در تاريخ 1032ق.

5. بازنويسي اوراق ساقط و وقف نسخه خطي مجالس‌ المؤمنين.

6. استشهادي در حاشيه‌ي سند شماره 101 از مجموعه اسناد خاندان كبير.

 

 

…

پي‌نوشت:

1. محله‌ي سرپير از مضافات محله‌ي سبزه‏مشهد، از محلات سه گانه‌ي بافت تاريخي استرآباد است.

2. اين کتيبه اکنون در موزه گرگان نگهداري مي‌شود.

3. مهدي فلسفي (متولد 1298ش) كه خود را از احفاد سلطان حسين واعظ مي‌داند، محل دقيق مقبره‌ي وي را براي ما مشخص كرد كه متأسفانه آن محل امروز به ملك تجاري تبديل شده است.

…

منابع:

• آقابزرگ طهراني، محمدمحسن. [بي‌تا]. الذريعه الي تصانيف الشيعه (جلد 3، 8 و10). [بي‌جا]: [بي‌نا].

• استرآبادي، محمد صالح‌بن محمدتقي. (1386). تذكره شرح حال علماي استرآباد. در مسيح‌الله ذبيحي (گردآورنده)، استرآبادنامه. تهران: اميركبير.

• افندي اصفهاني، عبدالله. (1401ق). رياض العلماء و حياض الفضلاء (جلد 2). قم: مطبعه خيام.

• اميني، عبدالحسين. (1363). شهيدان راه فضيلت: شرح حال مختصر علماي شهيدان از قرن چهارم هجري تاكنون. تهران: روزبه.

• برهان استرآبادي، محمدصالح بن محمد تقي. تذكره شرح حال علماء استرآباد. (نسخه دست‌نويس). كتابخانه ملي ملك، شماره 1/4330.

• جوامع الجامع. (نسخه دست‌نويس). (شماره 511). كتب خطي محمود اخوان مهدوي در گنجينه نسخ خطي مؤسسه ميرداماد.

• جهانبخش، جويا. (1387). اعتقادات شيخ بهايي. تهران: اساطير.

• ستوده، منوچهر. (1377). از آستارا تا استارباد (جلد6، چاپ2). تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگي.

• علامه حلي، حسن بن يوسف. (1382). رساله سعديه. (ترجمه سلطان حسين استرآبادي). تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگي.

• مجالس المؤمنين. [نسخه دست‌نويس]. (شماره 405).كتابخانه مسجد جامع گرگان.

• مجموعه اسناد خاندان كبير. [سند شماره 101]. مركز اسناد مؤسسه فرهنگي ميرداماد.

• واعظ استرآبادي، سلطان حسين. (1345). دستورالوزراء. (تصحيح اسماعيل واعظ جوادي). تهران: بنياد فرهنگ ايران.

• واعظ استرآبادي، سلطان حسين. [بي‌تا]. شرح باب حادي عشر. نسخه دست‌نويس. تهران: كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي. شماره 89947 .

• واعظ استرآبادي، سلطان حسين. [بي‌تا]. شرح باب حادي عشر. نسخه دست‌نويس. [بي‌جا]: كتب خطي محمود اخوان مهدوي در گنجينه نسخ خطي مؤسسه ميرداماد.

• واعظ استرآبادي، سلطان حسين. [بي‌تا]. نصيحه المتشرعين. (نسخه دست‌نويس). (شماره 3491). كتابخانه آستان قدس رضوي.

• واعظ استرآبادي، سلطان حسين. [بي‌تا]. دستورالوزراء. (نسخه دست‌نويس). (شماره 3492). كتابخانه آستان قدس رضوي.

• واعظ استرآبادي، سلطان حسين. [بي‌تا]. جُنگ دست‌نويس.كتب خطي محمود اخوان مهدوي در كتابخانه و مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي.

• واعظ استرآبادي، سلطان حسين. رساله در بيان علامت هلال ماه شوال. كتب خطي محمود اخوان مهدوي در گنجينه نسخ خطي مؤسسه ميرداماد.

• واعظ استرآبادي، سلطان حسين. رساله عباسيه. نسخه خطي. کتابخانه مجلس شوراي اسلامي. شماره 300/ف.

• واعظ استرآبادي، سلطان حسين. نصيحه المتشرعين. (نسخه چرك‌نويس به خط مؤلف در جنگ واعظ). كتب خطي محمود اخوان مهدوي در كتابخانه و مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي.

 

 

 

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه